بالاخره با محل اجراي دوره آموزشي مديريت خدمات به توافق رسيديم و برنامه قطعي شد كه آگهي اش را در پست قبلي مشاهده فرموديد
لطفا اگر ميتوانيد آنرا به ديگران نيز معرفي كنيد و حتي ميتوانيد يكي از طرحهاي اسپانسري را هم انتخاب كنيد. بيشتر به خاطر اين است كه لطفتان را جبران كنم
ظاهرا از اقبال خوبم نمايشگاهي در دبي با عنوان Paper Arabia برگزار خواهد شد كه فكر ميكنم بسيار براي من به جهت شناخت بهتر محيط رقابتي خارج از كشور كمك كند و چه بسا بتوانم با شركتهايي زمينه هاي همكاري ايجاد كنم.
فكر ميكنم براي بررسي زمينه هاي صادرات كاغذ فرصت بسيار ارزشمندي برايم فراهم شده است.
در آنجا اتفاقا با چند تاجر براي صادرات زونكن هم صحبتهايي خواهم كرد تا بازار آن را هم بسنجم.
به هر حال يا صادر كننده محصولات خودم ميشوم يا نميشوم و تكليف خودم را با بازار خارج از كشور مشخص ميكنم.
خصوصا با اين شرايط اقتصادي فكر ميكنم اين امكان هم هست كه بين كشورهاي ديگر تجارت كنم. يعني از كشوري بخرم به كشور ديگري بفروشم.
چون يكي از تز هاي من اين است كه لزومي ندارد يك شركت ايراني براي صادرات يا بهتر است بگويم براي كسب سهم تجاري در بازارهاي خارجي حتما از ايران صادر كند بلكه ميتواند به بازار ايران هم به عنوان بازار يكي از كشورهايي كه به آنها فروش دارد بنگرد.
فعلا امروز خستگي اين آخرين امتحان را در كنم تا بعد ببينم باز چه خوابي براي خودم ميبينم
گاه نوشته ها و نیز بازنشر خودکار از کانال تلگرامی @AlirezaMojahedi تجارت الکترونیکی
کسب و کار اینترنتی، مدیریت کسب و کار و رهبری
۱۳۸۶/۰۵/۱۷
دوره جامع آموزشي و كاربردي مديريت خدمات
دوره آموزشي كاربردي 2 روزه
مديريت خدمات
مديريت خدمات
چقدر در حفظ مشتريان ناراضي موفق بوده ايد؟
چگونه ميتوان وفاداري مشتريان را افزايش داد؟
فرقي نميكند كه كسب و كار شما صرفا خدماتي باشد يا اينكه از خدمات در كنار محصولاتتان استفاده ميكنيد. اين دوره يكي از جديدترين مباحث مديريت عمليات را كه تا به حال در كشور ما بر روي آن كمتر كار شده است, مطرح مي نمايد. مديران و كارشناسان واحدهاي خدماتي ضمن شركت در اين دوره با اصول, مباني و تكنيك هاي نوين مديريت خدمات آشنا مي گردند تا بتوانند استراتژي هاي مشتري محور خود را بر اين اساس برنامه ريزي نمايند
تاريخ برگزاري: 14 و 15 شهريور 1386
محل برگزاري: ساختمان جديد آموزش موسسه مطالعات بهره وري و منابع انساني
ارائه كننده: عليرضا مجاهدي
براي كسب اطلاعات بيشتر و ثبت نام و يا حمايت از اين سمينار به آدرس
http://service.htm.ir
مراجعه فرماييد
به دليل محدوديت ظرفيت كلاسها (كلاس 24 نفره) ثبت نام بر اساس اولويت صورت ميگيرد.
.براي استفاده از اين دوره كاربردي همين امروز اقدام كنيد
۱۳۸۶/۰۵/۱۵
تكه پاره هايي از هفته اي كه گذشت
اين روزها بيشتر وقتم صرف آخرين امتحانمان شده است كه بايد به عنوان تكليف خلاصه يك كتاب تعيين شده را در قالب 80 اسلايد پاور پوينت تنظيم نمايم، يك طرح كسب و كار تجاري بنويسم و به 9 سوالي كه استاد تعيين نموده است پاسخ تشريحي بنويسم و اگر وقت كردم براي امتحان هم حاضر شوم!
ولي از كار هم غافل نيستم. مطالب و پيام 3 آگهي براي يكي از محصولاتمان را تنظيم كردم كه زحمتش را به آتليه مجهز شار جناب آقاي زاهد عزيز (وبلاگ شار) دادم. اين روزها تبليغات چي بسيار كم است عوضش تا دلتان بخواهد گرافيستي كه كار تبليغاتي ميكند داريم.
ايشان از جمله افراد كم يابي هستند كه هم به جوانب مختلف گرافيك تسلط دارند و هم به جنبه هاي تبليغاتي آگهي مسلط هستند و اين براي من خيلي خوب است.
حداقلش اين است كه خيالم راحت است. اينها را ننوشته ام كه اگر ايشان خواندند تخفيف بدهند. بلكه فقط براي اين نوشتم كه به شما معرفي كنم تا اگر كاري در اين خصوص داشتيد از تجاربشان استفاده كنيد.
قصد دارم در اولين فرصت چهارچوب كلي سايت شركتمان را نهايي كنم تا اجرايش كنيم
فعلا فروشگاهمان دوباره عملياتي خواهد شد تا بعد از آن ساير امكاناتمان را برايش مهيا كنم و بسپارمش به دست برنامه نويس
بيشتر قصد دارم همه خدماتمان را به صورت يكپارچه در سايت ارائه دهم تا از اين طريق به افزايش وفاداري مشتريان و افزايش فروش محصولاتمان بيشتر كمك شود
مشغول تنظيم برنامه سمينار دو روزه مديريت خدمات هم هستم. فعلا برنامه اش قطعي نشده است ولي به محض اينكه محل برگزاري تاييد نهايي را به من فرستاد به شما اطلاع خواهم داد. چركنويسش را ميتوانيد در اينجا ببينيد و يا اگر خواستيد از همين حالا براي رزرو اسپانسري اقدام كنيد.
كسي ميتواند به من در ساخت بنري كوچك با فلش براي تبليغ اين سمينار كمك كند تا اگر كسي خواست لينك كند از آن استفاده كند؟
اگر از امكانات برگزار كننده راضي باشم دوره آموزشي قيمت گذاري را هم همانجا برگزار خواهم كرد.
قصد دارم بعد از آن روي پايان نامه ام كار كنم تا به موقع تمامش كنم. ميخواهم همزمان روي كتاب كردن آن هم كار كنم تا به فاصله اندكي كتابش هم آماده چاپ شود. كتاب جديد قيمت گذاري و ترجمه اي كه قبلا گفته بودم + كتابي كاملا كاربردي در خصوص مديريت نام تجاري هم برنامه هاي بعدي ام است
راستي حرف از كتاب شد اين را اضافه كنم كه اگر كتابي داريد كه ميخواهيد منتشرش كنيد يا دوستي را ميشناسيد كه چنين قصدي دارد انتشارات ما حاضر است بدون دريافت هزينه هاي ناشر و فقط با هزينه هاي كتاب و كاغذ و چاپ آن را برايتان چاپ كند.
به هر حال دم دستتان باشد بهتر است. تا سرمان شلوغ نشده دست به كار شويد.
بعد از خبر آزاد شدن صادرات كاغذ مكاتباتم را با چند نفري كه قبلا درخواست قيمت و ... كرده بودند و نتوانسته بوديم جواب دهيم آغاز كردم كه خوشبختانه از يكي از تجار بحريني مكاتبات تعقيب شد و نمونه هايي را برايش فرستادم.
خودم هم ميدانم سنگي است در تاريكي ولي اگر مزيت رقابتي داشته باشيم حتما براي همه منطقه ميتوانيم كاري از پيش ببريم. تا چه پيش آيد...
هميشه كارهاي درون ذهنم بيش از فرصتم است و براي همين هميشه در حال دويدن هستم
البته كاش هميشه اينجور دويدنها باشد و نگراني از بابت سلامتي كسي نداشته باشم
براي همين به روز كردن وبلاگم كمي با تاخير مواجه شد. جبران ميكنم. اين ماه بگذرد كمي كارهايم سبك ميشود.
ولي از كار هم غافل نيستم. مطالب و پيام 3 آگهي براي يكي از محصولاتمان را تنظيم كردم كه زحمتش را به آتليه مجهز شار جناب آقاي زاهد عزيز (وبلاگ شار) دادم. اين روزها تبليغات چي بسيار كم است عوضش تا دلتان بخواهد گرافيستي كه كار تبليغاتي ميكند داريم.
ايشان از جمله افراد كم يابي هستند كه هم به جوانب مختلف گرافيك تسلط دارند و هم به جنبه هاي تبليغاتي آگهي مسلط هستند و اين براي من خيلي خوب است.
حداقلش اين است كه خيالم راحت است. اينها را ننوشته ام كه اگر ايشان خواندند تخفيف بدهند. بلكه فقط براي اين نوشتم كه به شما معرفي كنم تا اگر كاري در اين خصوص داشتيد از تجاربشان استفاده كنيد.
قصد دارم در اولين فرصت چهارچوب كلي سايت شركتمان را نهايي كنم تا اجرايش كنيم
فعلا فروشگاهمان دوباره عملياتي خواهد شد تا بعد از آن ساير امكاناتمان را برايش مهيا كنم و بسپارمش به دست برنامه نويس
بيشتر قصد دارم همه خدماتمان را به صورت يكپارچه در سايت ارائه دهم تا از اين طريق به افزايش وفاداري مشتريان و افزايش فروش محصولاتمان بيشتر كمك شود
مشغول تنظيم برنامه سمينار دو روزه مديريت خدمات هم هستم. فعلا برنامه اش قطعي نشده است ولي به محض اينكه محل برگزاري تاييد نهايي را به من فرستاد به شما اطلاع خواهم داد. چركنويسش را ميتوانيد در اينجا ببينيد و يا اگر خواستيد از همين حالا براي رزرو اسپانسري اقدام كنيد.
كسي ميتواند به من در ساخت بنري كوچك با فلش براي تبليغ اين سمينار كمك كند تا اگر كسي خواست لينك كند از آن استفاده كند؟
اگر از امكانات برگزار كننده راضي باشم دوره آموزشي قيمت گذاري را هم همانجا برگزار خواهم كرد.
قصد دارم بعد از آن روي پايان نامه ام كار كنم تا به موقع تمامش كنم. ميخواهم همزمان روي كتاب كردن آن هم كار كنم تا به فاصله اندكي كتابش هم آماده چاپ شود. كتاب جديد قيمت گذاري و ترجمه اي كه قبلا گفته بودم + كتابي كاملا كاربردي در خصوص مديريت نام تجاري هم برنامه هاي بعدي ام است
راستي حرف از كتاب شد اين را اضافه كنم كه اگر كتابي داريد كه ميخواهيد منتشرش كنيد يا دوستي را ميشناسيد كه چنين قصدي دارد انتشارات ما حاضر است بدون دريافت هزينه هاي ناشر و فقط با هزينه هاي كتاب و كاغذ و چاپ آن را برايتان چاپ كند.
به هر حال دم دستتان باشد بهتر است. تا سرمان شلوغ نشده دست به كار شويد.
بعد از خبر آزاد شدن صادرات كاغذ مكاتباتم را با چند نفري كه قبلا درخواست قيمت و ... كرده بودند و نتوانسته بوديم جواب دهيم آغاز كردم كه خوشبختانه از يكي از تجار بحريني مكاتبات تعقيب شد و نمونه هايي را برايش فرستادم.
خودم هم ميدانم سنگي است در تاريكي ولي اگر مزيت رقابتي داشته باشيم حتما براي همه منطقه ميتوانيم كاري از پيش ببريم. تا چه پيش آيد...
هميشه كارهاي درون ذهنم بيش از فرصتم است و براي همين هميشه در حال دويدن هستم
البته كاش هميشه اينجور دويدنها باشد و نگراني از بابت سلامتي كسي نداشته باشم
براي همين به روز كردن وبلاگم كمي با تاخير مواجه شد. جبران ميكنم. اين ماه بگذرد كمي كارهايم سبك ميشود.
۱۳۸۶/۰۵/۰۵
روز مرد مبارك
با اينكه سعي دارم تبريك و تسليتها را در اين وبلاگ ننويسم ولي دلم نيامد به مناسبت روز مرد و ولادت حضرت علي (ع) از مردانگي هاي مردان سخت كوش، مديران، كارگران، كارمندان و كار آفرينان پر تلاشي كه به عشق آباداني ايران عزيز و ايجاد رفاه بيشتر براي هم ميهنان با همه سختي ها در اين درياي مواج و پر تلاطم سخت در تلاشند و به پيش ميرانند يادي نكنم و اين روز را به آنان تبريك نگويم
۱۳۸۶/۰۴/۳۰
بازديد از پارس خودرو - آزاد شدن صادرات كاغذ
بالاخره صادرات كاغذ آزاد شد. فعلا كه خبرش را خوانده ام و اميدوارم فاصله اش تا عمل بسيار كم باشد و مانع تراشي رخ ندهد.
زماني كه صادرات كاغذ ممنوع بود كلي مشتري از جاهاي مختلف از ما قيمت ميخواستند و برخي هم حتي نمايندگي. امروز كه صادراتش آزاد شده است اميدوارم همان فضا ادامه داشه باشد و بتوانيم صادرات را شروع كنيم.
گرچه لازم است تا مجددا مطالعاتي انجام دهيم چون معلوم نيست كه آيا باز مزيت رقابتي داريم يا خير. امروزه ديگر نيروي كار ايران زياد ارزان نيست. هزينه هاي زندگي فعلا در حال رشد هستند و عليرغم وجود نرخ بالاي بيكاري تامين معيشت خيلي از افراد جامعه به سختي صورت ميگيرد و اين باعث شده تا دولت هزينه هاي نيروي كار را بالا ببرد تا معيشت آنان تامين شود در حاليكه از آن طرف به دليل بالا رفتن بهاي تمام شده فشار ديگري بر اين افراد وارد ميگردد.
بعيد ميدانم امروز هم مزيت رقابتي داشته باشيم. هزينه هاي سربار و بهاي تمام شده افزايش يافته است ضمن آنكه در زمينه تجارت بين المللي هم به نظر ميرسد پس رفت داشته ايم و شرايط حضور در بازارهاي بين المللي سخت تر شده است. نه بدليل زياد شدن رقبا يا سخت شدن فضاي رقابتي ولي شرايط حضور بين المللي براي كالاهاي ايراني بدليل مشكلات تامين مواد اوليه چه از نظر قيمت و چه از نظر كميت و مشكلات تحريم و چشم انداز پر ابهام آينده و مشكلات بانكها و نقل و انتقال پول از سيستم بانكي و... شرايطي را فراهم ميكنند كه به اصطلاح دل آدم قرص نميشود كه بخواهد وارد بازار خارج از كشور شود.
مگر آنكه به قول جناب آقاي دكتر روستا "دست فروشي كنيم" يعني يك محموله به اين كشور و يك محموله به آن كشور بدون حضور مستمر و صرفا يك فروش مقطعي.
زماني كه صادرات كاغذ ممنوع بود كلي مشتري از جاهاي مختلف از ما قيمت ميخواستند و برخي هم حتي نمايندگي. امروز كه صادراتش آزاد شده است اميدوارم همان فضا ادامه داشه باشد و بتوانيم صادرات را شروع كنيم.
گرچه لازم است تا مجددا مطالعاتي انجام دهيم چون معلوم نيست كه آيا باز مزيت رقابتي داريم يا خير. امروزه ديگر نيروي كار ايران زياد ارزان نيست. هزينه هاي زندگي فعلا در حال رشد هستند و عليرغم وجود نرخ بالاي بيكاري تامين معيشت خيلي از افراد جامعه به سختي صورت ميگيرد و اين باعث شده تا دولت هزينه هاي نيروي كار را بالا ببرد تا معيشت آنان تامين شود در حاليكه از آن طرف به دليل بالا رفتن بهاي تمام شده فشار ديگري بر اين افراد وارد ميگردد.
بعيد ميدانم امروز هم مزيت رقابتي داشته باشيم. هزينه هاي سربار و بهاي تمام شده افزايش يافته است ضمن آنكه در زمينه تجارت بين المللي هم به نظر ميرسد پس رفت داشته ايم و شرايط حضور در بازارهاي بين المللي سخت تر شده است. نه بدليل زياد شدن رقبا يا سخت شدن فضاي رقابتي ولي شرايط حضور بين المللي براي كالاهاي ايراني بدليل مشكلات تامين مواد اوليه چه از نظر قيمت و چه از نظر كميت و مشكلات تحريم و چشم انداز پر ابهام آينده و مشكلات بانكها و نقل و انتقال پول از سيستم بانكي و... شرايطي را فراهم ميكنند كه به اصطلاح دل آدم قرص نميشود كه بخواهد وارد بازار خارج از كشور شود.
مگر آنكه به قول جناب آقاي دكتر روستا "دست فروشي كنيم" يعني يك محموله به اين كشور و يك محموله به آن كشور بدون حضور مستمر و صرفا يك فروش مقطعي.
به هر صورت يك مطالعه جامع ديگري را ميطلبد. بيشتر به اين فكر ميكنم كه يك تغيير نگاه داشته باشم. يعني به جاي آنكه يك شركت ايراني باشم كه ميخواهد به دنيا صادر كند يك شركت خارجي باشم كه به دنيا صادر ميكند. فكر ميكنم اينگونه عمل كردن سريعتر مرا به نتيجه برساند تا اينكه بخواهم نيرو و سرمايه صرف كنم كه كالاي ايراني را صادر كنم.
مثلا شركتي در يكي از كشورها تاسيس شود، بدون كارخانه توليد كند و محصولش را با شرايط رقابتي محيط بين الملل به دنيا صادر كند.
اين كار هم سختي هاي خودش را دارد ولي به نظرم آسان تر و مستحكم تر از صادرات كاغذ از ايران باشد. چون در كاغذ نه مزيت نسبي داريم نه مطلق. چين خودش كاغذش را هم توليد ميكند تبديلش هم ميكند و فضاي كسب و كارش هم به مراتب بين المللي تر از ايران است.
باز اگر محصول ما زعفران يا مواد معدني بود يك چيزي. ولي كاغذي كه خود ايران وارد كننده اش است به نظرم ديگر نميتواند براي خودش بازاري در خارج داشته باشد.
بايد دقيق تر مطالعه كنم. در اين مدت هم تغييرات شرايط، بسيار تاثير گذار خواهد بود.
روز چهارشنبه هفته گذشته از طرف انجمن مديريت ايران براي بازديد از پارس خودرو دعوت شدم. من فكر نميكردم فضاي اين شركت(مساحت) اين قدر زياد باشد. خطوط پرايد و نيسان هاي مختلف را ديديم. ال 90 را نشد كه برويم. چيزي كه خيلي جالب بود مدير عامل بسيار جوان پارس خودرو بود كه اخيرا منصوب شده بود. ميگفتند متولد 1359 است. به هر حال بحثي كه در يكي از پستهاي سال قبل نوشته بودم است. يعني اين جور افراد اصولا بر اساس تجربه و تخصص انتخاب نميشوند بلكه معيار اصلي ميزان قابل اعتماد بودن به آنها است. البته نه اعتماد به دانش و تجربه. اينكه خودي باشند كافي است.
البته نه اينكه بد باشد. بلكه بايد ديد سيستم به دنبال چه هدفي است و بر اساس آن هدف چه نوع مديراني لازم دارد.
متولد 1359 ميشود تقريبا 26 ساله. بد نيست به هر حال تجربه اي بدست مي آورد. هزينه اش هم از پول نفت تامين ميشود. همين كه داراي صلاحيت باشد كافي است.
آنچه كه ما مشاهده كرديم يك بي نظمي كامل بود. اگر سازمان داشت فعاليت ميكرد بر اساس برنامه هاي مدير عامل قبلي بود و كارشناسان ميگفتند هنوز دستورات مدير عامل جديد تغييراتي را ايجاد نكرده است.
نميخواهم زياد از آن شركت و سيستم مديريت فعلي يا قبلي اش ايراد بگيرم. به هر حال نقد كردن هميشه آسان است. مهم آن است كه اگر خودمان جاي آن مدير عامل باشيم بايد ببينيم كه چه ميتوانستيم انجام دهيم ولي من خودم با توجه به تجربيات اندكم و دانش نداشته ام فكر ميكنم اگر مدير عامل آنجا ميشدم باز هم فرقي با آن مدير عامل جوان بي تجربه نداشتم. چرا؟
براي اينكه بعيد ميدانم اختيارات كافي به من داده ميشد ضمن آنكه فضاي كسب و كار كشور هم بسيار سياسي است و فعلا سياست است كه به اقتصاد خط ميدهد و من چون شنيده ام كه ميگويند سياست پدر و مادر ندارد بعيد ميدانم كاري از دستم بر مي آمد. به هر حال همه چيز كه به مدير عامل بستگي ندارد. مدير عامل حداكثر ميتواند در درون سازمانش و ارتباط سازمانش با محيط خودش تاثير بگذارد. يك مدير عامل كه نميتواند در كشوري جهان سومي مانند مدير عامل يك كشور جهان اولي رفتار كند. به هر حال محيط يك عامل بسيار تاثير گذاري است كه نميتوان آن را ناديده گرفت.
مهاجرت كاركنان دولت هم از آن خبرها بود. اينكه دولت به هر كارمندي كه بخواهد به شهر ديگر برود تسهيلات بدهد خيلي جالب است. ظاهرا نميدانيم پول نفت را چه كنيم. اين را خود آقاي رئيس جمهور نيز در جلسه اي كه با اقتصاد دانان داشتند مطرح كرده بودند كه با اين پول نفت چه كنيم بهتر است. من با خودم فكر ميكردم راستي براي توسعه خطوط ريلي به همه مراكز استانها و بيشتر شهرهاي مهم چقدر پول لازم است؟ يا مثلا براي خريد كارخانه هاي بزرگ فولاد يا پتروشيمي هاي بزرگ دنيا چقدر پول نفت لازم داريم؟ يا مثلا توسعه مدارس و بهداشت عمومي و ... ؟
حالا گيرم به همه كاركنان هم پول داديم و رفتند به شهر ديگري. كارهاي تهران را چه كسي بايد انجام دهد؟ اصلا اينها بروند در شهرها كجا كار كنند؟ مگر ادارات آنجا فاقد پرسنل هستند يا با كمبود كارمند و مدير و رئيس مواجه هستند كه تهراني ها بروند كارهاي مانده را انجام بدهند؟
بهتر است سرم در كار خودم باشد. كلي كار عقب افتاده دارم. اين مباحث فكرم را خسته ميكنند.
برنده در وجود يك آدم بد، خوبيها را ميجويد.
بازنده در وجود يك انسان خوب، بديها را ميجويد.
برنده ميداند كه چگونه ميتوان جدّي بود، بيآنكه خشك و رسمي باشد.
بازنده غالباً خشك و رسمي است، زيرا فاقد توانايي جدّي بودن است
برگرفته از كتاب برندگان و بازندگان
۱۳۸۶/۰۴/۲۳
ميز كار مرتب در مديريت زمان
قبل از هر چيز يك عذر خواهي به عزيزاني كه بذل عنايت كردند و با كامنتهايشان مرا شرمنده كردند بدهكارم به خاطر اينكه كامنتهايشان بي پاسخ مانده بود ولي واقعيت اين است كه به دليلي كه خودم هم نميدانم چرا من نميتوانم خودم براي خودم كامنت بگذارم!! وبلاگهاي ديگر بلاگر را امتحان كردم ولي درست كار ميكرد و فقط در وبلاگ خودم اين مشكل را دارم و صفحه خطا ظاهر ميشود.
ولي نگراني من از اين است كه كسان ديگري نيز اين مشكل را داشته باشند. لذا اگر شما هم نميتوانيد در اين وبلاگ كامنت بگذاريد لطفا قبول زحمت فرموده و مرا از طريق ايميل با خبر كنيد
آمر جان شما كه هميشه مرا شرمنده بزرگواري خود فرموده ايد. در كنار بزرگواراني چون شما بودن غنيمتي بود كه اميدوارم اين افتخار را از دست ندهم.
خانم سارا شما مثل هميشه لطف داشتيد. از شما سپاسگزارم.
هادي خان جوابت را در وبلاگت نوشته ام.
مهدي جان من با اينكه دكترايش را قبول كنم يا نكنم كاري نداشتم ولي به نظرم تجربيات و حرفهاي كسي كه دو دوره (اگر اشتباه نكنم) وزير يكي از وزارتخانه هاي مرتبط با رشته تحصيلي ام را داشته است شنيدني است و حتي عبرت آموز و درس گرفتني. و من از اين بابت استفاده زيادي در همان ساعات محدود بردم
از خانم شهلا كه هم نويسنده قابل و هم از انديشمندان علاقمند به مباحث تفكر سيستمي هستند نيز سپاسگزارم. از نقطه نظرات شما در پستهاي وبلاگتان استفاده ميكنم
از سعيد خان و ناصر جلالي عزيز و علي يوسفي نيز سپاسگزارم.
در همينجا از همه عزيزاني كه با كامنتها و اظهار نظرهايشان مرا در نوشتن تشويق ميكنند sپاسگزاري ميكنم
در هفته گذشته سه ملاقات حضوري در دفترم داشتم كه همه اين افراد يك نقطه مشترك را بيان كردند و آن اينكه خوش به حالم كه كارم كمه!
ولي نگراني من از اين است كه كسان ديگري نيز اين مشكل را داشته باشند. لذا اگر شما هم نميتوانيد در اين وبلاگ كامنت بگذاريد لطفا قبول زحمت فرموده و مرا از طريق ايميل با خبر كنيد
آمر جان شما كه هميشه مرا شرمنده بزرگواري خود فرموده ايد. در كنار بزرگواراني چون شما بودن غنيمتي بود كه اميدوارم اين افتخار را از دست ندهم.
خانم سارا شما مثل هميشه لطف داشتيد. از شما سپاسگزارم.
هادي خان جوابت را در وبلاگت نوشته ام.
مهدي جان من با اينكه دكترايش را قبول كنم يا نكنم كاري نداشتم ولي به نظرم تجربيات و حرفهاي كسي كه دو دوره (اگر اشتباه نكنم) وزير يكي از وزارتخانه هاي مرتبط با رشته تحصيلي ام را داشته است شنيدني است و حتي عبرت آموز و درس گرفتني. و من از اين بابت استفاده زيادي در همان ساعات محدود بردم
از خانم شهلا كه هم نويسنده قابل و هم از انديشمندان علاقمند به مباحث تفكر سيستمي هستند نيز سپاسگزارم. از نقطه نظرات شما در پستهاي وبلاگتان استفاده ميكنم
از سعيد خان و ناصر جلالي عزيز و علي يوسفي نيز سپاسگزارم.
در همينجا از همه عزيزاني كه با كامنتها و اظهار نظرهايشان مرا در نوشتن تشويق ميكنند sپاسگزاري ميكنم
در هفته گذشته سه ملاقات حضوري در دفترم داشتم كه همه اين افراد يك نقطه مشترك را بيان كردند و آن اينكه خوش به حالم كه كارم كمه!
كساني كه با من آشنا هستند خوب ميدانند كه اتفاقا كارهاي زيادي را همزمان انجام ميدهم كه بسياري از آنها هم فكري هستند و هم تمركز زيادي را ميطلبند چون همواره به خاطر تفكر و ديد سيستمي ام جزئيات زيادي را و تعاملاتشان را با هم ميبينم و معمولا قبل از پرداختن به خود پروسه، فلسفه وجودي كار و اينكه اساسا ميخواهيم چه كار كنيم و آينده اش چه خواهد شد و ... را با هم ميبينم و همين فكر و تمركز زيادي را ميطلبد. بگذريم.
ولي اينكه چرا هر سه نفر اين حرف را زدند و اينكه قبلا هم اين را شنيده بودم، انگيزه اي شد كه اين پست را بنويسم و آن يك دليل اصلي دارد كه ميز مرتب من است!! چون خيلي ها وقتي ميز خلوت مرا ميبينند فكر ميكنند كه كاري براي انجام ندارم.
براي همين قصد دارم در اين خصوص برايتان بنويسم.
احتمالا همه شما عكس سه سال قبل من در حاليكه پشت ميزم هستم را در يكي از پستهاي اوليه ديده ايد. ميزي پر از كاغذ و مخلفات مختلف.
ولي امروز ميز كارم خيلي خلوت است. دليلش هم اين نيست كه كارم كم شده است بلكه به عبارتي از تكنيكهاي مديريت زمان بيشتر استفاده كرده ام و سعي ميكنم در اين پست چند نكته كليدي را با شما در ميان بگذارم.
ولي اين نكات اصلا به درد همه نميخورد. برخي از افرادي كه بسياري از آنها را از نزديك مشاهده كرده ام (مثل برادرم يا يكي از كاركنانم) هميشه در محيط شلوغ و نامنظم (البته از نظر ما) كار ميكنند در حاليكه اتفاقا از نظر خود آنها همه چيز خيلي هم منظم در جاي خودش است و اگر شما چيزي را از آنها بخواهيد به سرعت حتي سريع تر از من و شمايي كه فضاي خلوت تري را براي خود تنظيم كرده ايم پيدا ميكنند.
خطاب اين پست در اصل به كساني كه است در محيط خلوت تر بهتر فعاليت ميكنند.
خوب ميدانيد كه همانقدر كه تمركز ميتواند باعث شود كه در مدت زمان كمتري كارتان را با دقت بيشتري انجام دهيد عدم تمركز بر عكس آن تمام كارها را ناقص ميگذارد. اگر شما هم مثل من در ميز كاري خلوت تر تمركزتان بيشتر است، پيشنهادهايم را مورد توجه قرار دهيد. من براي اينكه ميز كاري خلوتي داشته باشم اينگونه عمل كردم:
1- رفتم سراغ كشوهاي ميزم. وسيله اي گرانبها كه بيشتر مواقع نميدانيم چگونه از آن استفاده كنيم و چه چيزي را بايد يا نبايد در آن بگذاريم و حتي گاها هر چيزي در آن يافت ميشود.
شايد تعجب كنيد از اينكه بيشتر آنچه در كشوها يافت ميشود ديگر به درد نميخورند چون مربوط به زمان خودش بوده اند و شما لازم نيست الان اقدامي روي آن صورت دهيد چون يا براي شما اولويت نداشته اند يا كارهايي با اولويت بالاتر مانع از آن شده اند كه روي آنها كار كنيد. به هر حال اين اتفاق افتاده است كه شما زمان انجام آن كارها را از دست داده ايد. يا بايد بايگاني كنيد، يا دور بريزيد و يا اينكه اگر واقعا ارزش كار كردن دارد براي آن برنامه اي مشخص اختصاص دهيد
2- بعد از خلوت كردن كشوها نوبت سطح ميز شماست.
من از چيزي به اسم كازيه استفاده نميكنم. چون باعث ميشود چيزي در آن قرار دهم به اميد آنكه بعدا به آن مراجعه كنم و كارش را انجام دهم و اين خودش سطح ميز مرا اشغال ميكند و بعد از مدتي پر ميشود از نامه هاي گوناگون
همه لوازم اداري ميزتان را مرتب كنيد.
ببينيد واقعا لازم است همه آنها را روي ميز بچينيد؟ يا اينكه ميشود يكي از كشو ها را به لوازم تحرير و ملزومات اداري اختصاص داد؟ مثلا سالها منگنه و پانچ من روي ميزم بود. الان جز جاي خودكاري و يادداشت و تقويم روميزي و جاي كارت ويزيت و البته مونيتور و كيبرد و موس چيزي روي ميزم نيست
پيشنها ميكنم شما نيز اينگونه عمل كنيد. فرض كنيد همين الان هيچ كاري نداريد كه بايد انجام شود. در آن صورت روي ميزتان چه چيزهايي بايد باشد؟ بقيه را به كشو منتقل كنيد.
ميماند كارهايي كه منتظر نظر لطف شما هستند. نامه ها و بروشورهاي پست شده و مجلات و كارتابل و ... كه چند هفته است وقت نكرده ايد سري به آنها بزنيد.
جاي آنها روي ميز شما نيست. همه را سريع مرور كنيد و طبقه بندي كنيد. مثلا مجلات را جدا كنيد براي اينكه در ساعات بعد از ناهار ورقشان بزنيد و آنها را به منشي تان بسپاريد تا هر روز بعد از ناهار يكي از آنها را برايتان بياورد.
نامه ها را هم بعد از اولويت بندي بدهيد به منشي تا بر اساس اولويتي كه خودتان تعيين كرده ايد برايتان بياورد و از انباشته شدنشان روي ميزتان جلوگيري شود.
با اين كار ظرف مدت كمي كارهاي عقب افتاده را انجام داده و به روز ميشويد. يعني چون خودتان نتوانسته ايد لذا براي انجامش از منشي تان كمك گرفته شد.
اگر حجم نامه هاي ورودي به ميز شما بيش از توانايي شماست بايد يك بازنگري جدي روي اين موضوع انجام دهيد. شايد واقعا لازم نيست همه آنها را شخص شما ببينيد و منشي شما يا دبيرخانه بتواند آنها را بين ساير مسئولان شركتتان تقسيم كنند
3- برخي از كارها هستند كه يك روزه نميشود تمامش كرد. اسمش را بگذاريم پروژه. مثلا چون كار سنگيني است و نميشود يك روزه تمامش كرد به آن پروژه ميگوييم.
اين اصطلاح را براي رساندن مفهوم اين پست استفاده ميكنم. اتفاقا بد هم نيست در ذهنتان همين نام شكل بگيرد.
براي هر كدام از آنها يك فولدر يا پوشه جداگانه اختصاص دهيد و در يكي از كشوها قرار دهيد.
هر بار فقط يكي از آنها را مطالعه كنيد تا با اصل تمركز بتوانيد با راندمان بيشتري كارهايش را پيش ببريد.
اين پوشه تنها چيزي است كه بايد سطح ميز شما را اشغال كند.
هر بار هم كه جلسه داشتيد چند دقيقه قبل از جلسه آن را مرتب كنيد و ببنديدش و در يكي از كشوها كه خاص كار جاري است قرار دهيد.
تا اينجا فقط از سه كشو استفاده كرديم. اگر ميز شما كشوهاي بيشتري دارد ميتوانيد استفاده هاي بيشتري از ميزتان ببريد
پوشه پروژه جاري من رنگش با بقيه پوشه هاي كشو متمايز است
4- اصولا اگر مدير ارشد هستيد نبايد كار اجرايي زيادي بر عهده شما باشد چرا كه ممكن است در ساعات مختلفي مجبور به ترك شركت يا برگزاري جلساتي حتي در خود شركت شويد و اين مغاير عهده دار شدن كار اجرايي است چون در كار اجرايي ممكن است مشتري (حتي كاركناني كه براي كار به شما مراجعه ميكنند مشتري شما هستند) براي انجام كاري سر برسد و شما آماده ارائه خدمت نباشيد
لذا كارهايتان را حتما بازنگري كنيد. واقعا لازم نيست همه كارها را شما انجام دهيد. يكي از دلايل اصلي اش اين ميتواند باشد كه فردي داراي صلاحيت نداريد كه كار را با او بساريد ولي اين هم دو دليل عمده ميتواند داشته باشد. يكي آنكه يا فكر ميكنيد كسي بلد نيست مثل شما كار انجام دهد يا اينكه واقعا نتوانسته ايد زير دستان خودتان را آموزش دهيد تا قبول مسئوليت كنند. شايد هم شرايط را طوري ايجاد كرده ايد كه مسئوليت داشتن يعني ريسك بسيار بالا كه كسي حتي جراتش را هم نميكند.
البته نكاتي كه گفتم همه چيز نيست ولي فكر ميكنم با عمل كردن به موارد بالا تغييرات عمده اي در آرامش فكري و افزايش تمركز شما صورت بگيرد.
البته اگر كارمندي هستيد كه ممكن است با اين كار تصور كار نكردن را در مديرتان ايجاد كنيد بهتر است به توصيه هاي فوق عمل نكنيد چون ممكن است اخراج شويد!!
چند كتاب جالب انتشارات خودمان را نيز با تخفيف بسيار ويژه در منوي سمت چپ وبلاگم قرار دادم كه اگر دوست داشتيد ميتوانيد از اين فرصت براي سفارش آنها استفاده كنيد
خوشبختانه فردا امتحان تحليل محيط دارم و گرنه اين پست از اين هم طولاني تر ميشد
باز هم بلاگ رولينگ فيلتر شده است. دوباره ليست لينكهاي مورد علاقه ام ناپديد شده اند. اميدوارم زودتر مشكلش رفع شود و به شرايط عادي بازگردد.
راستي داشت يادم ميرفت. براي يكي از پروژه هاي مشاوره اي و پياده سازي سيستمهاي مديريتي در يك پروسه يك ساله به همراهي يك كارشناس مديريت نياز خواهم داشت. اگر ليسانس مديريت هستيد و تجربه يا دانش كافي در رشته خود داريد برايم ايميل بفرستيد. قبل از آغاز همكاري بايد مرا قانع كنيد كه در زمينه پياده سازي نظامهاي اجرايي سازماني قابليتهايي داريد و ميتوانيد به من كمك كنيد. اين احتمال نيز وجود دارد كه در صورت اثبات شايستگي در طول اجراي پروژه و در زمان پايان آن به استخدام آن شركت در بياييد.
برنده به بررسي دقيق يك مشكل ميپردازد.
بازنده از كنار مشكل ميگذرد و آن را حل نشده، رها ميكند.
برنده ثروتاندوزي را وسيلهاي براي لذّتبردن از زندگي ميداند.
بازنده مالاندوزي را هدف خود قرار ميدهد
برگرفته از كتاب برندگان و بازندگان
اشتراک در:
پستها (Atom)