فرهنگ سازمان شما هم فرهنگ مدیرش است؟
مدتی بود که تمرکز فکری برای نوشتن را نداشتم.
امروز تصمیم گرفتم هر طوری که هست بنویسم.
در این مدت مشغول بررسی و مطالعه و فکر روی مدل کسب و کار جدیدی که در سر دارم بودم. دو سفر هم برای برگزاری دو دوره آموزشی دو روزه مدیریت بازاریابی و صادرات که توسط اداره بازرگانی استان بوشهر برگزار میشد به این شهر آرام رفتم و از آرامشش لذت بردم و از فرصتهای خوبی که جهت ایجاد درآمد و کار و کسب برای حداقل مردمان همان استان با بی توجهی رها شده بود ناراحت میشدم.
در این مدت فرصتهای زیادی برای صحبت با مدیران مختلف برایم ایجاد شد که در نهایت جمع بندی همه آنها به این نتیجه رسیدم که متاسفانه چقدر فرهنگ سازمانهای ما وابسته به فرهنگ مدیران ما است.
به این دلیل از کلمه فرهنگ استفاده میکنم که منظورم دقیقا فرهنگ است. هر آن چیزی که در رفتار یک سازمان مشاهده میکنیم. هر چیزی که در رفتار کارکنان مشاهده میکنیم. عکس العملها و رفتارهای مشترک همه کارکنان یک سازمان. نوع نگرشها، زوایای دید همه کارکنان و ...
به این دلیل مدیرارشد تاثیر گذار است که تنها تصمیم گیرنده سازمان هم خود اوست.
هر آن چیزی که از نظر شخص مدیر سازمان به صلاح باشد خوب است و هر چیزی که او آن را بد بپندارد خوب نیست. و این مشکل در بسیاری از شرکتهای ایرانی دیده میشود.
برای همین با تغییر مدیر ارشد، کل رفتار سازمانها دچار تغییر میشوند.
در حالیکه اسلوب و چهارچوب سازمانی نیز وجود نداشته باشد دامنه تاثیر این رفتارها و فرهنگ شخصی مدیر ارشد بیشتر و بیشتر در سازمان نمایان میشود.
ولی آیا این اتفاق خوب است یا بد؟
آیا سازمان باید دارای فرهنگ خاص خودش باشد؟
یا بگذاریم فرهنگش را فرهنگ مدیرش و بعدها فرهنگ کارکنانش شکل دهند؟
به شخصه معتقدم که باید در طراحی سازمانهای کشورمان به این نکته توجه کنیم که اسلوب، منش، رفتار و خصوصیات اخلاقی سازمان ما چیست و چه باید باشد و تمامی مدیران و کارکنان مجبور به رعایت آن فرهنگ باشند.
اگر قرار است وقتی کسی درجواب سلام یکی از کارکنان ما پاسخ خاصی داد، عکس العمل همه کارکنان آموزش دیده ما بایستی یکسان باشد.
اما همان مدیر ارشدی که دارد این فرهنگ سازمان را تعریف میکند خودش کیست و صاحب چه فرهنگی میباشد؟
نکته بسیار مهمی در این میان وجود دارد که به نظر من ریشه اصلی اینکه چرا سازمانهای ما تا این حد مالک محور (واقعیتش این است که مدیران بیشتر بنگاههای اقتصادی ما مالکان آن بنگاهها هستند) هستند و فرهنگشان وابسته به فرهنگ مدیران میباشد این است که بسیاری از مدیران مالک ما با خود مدیریت غریب هستند.
فکر میکنم با من هم عقیده باشید که تاجر کالایی که بر روی برند خاصی فعالیت میکند با تاجری که همه نوع برند را در آن گروه کالا میفروشد بسیار متفاوتند. اولی مجبور است بلند مدت بیندیشد، بلند مدت عمل کند و برای همین گامهایش را خوب بشمارد. ولی دومی همه کارهایش روی اهداف کوتاه مدت استوار است.
اگر فرد دوم به خاطر منافع بیشتر، از واردات به سمت تولید حرکت کند حتما از ادبیات و فرهنگ خاصی تبعیت میکند که با فرهنگ و ادبیات نفر اول بسیار متفاوت خواهد بود و هر کدام سازمانشان را مانند خودشان بار خواهند آورد.
بسیارند سرمایه دارانی که به دلیل استفاده از برخی فرصتهای سرمایه گذاری و یا وامهای بانکی کم بهره، سرمایه شان را به تولید سوق داده اند یا به ارائه خدمات مشغولند در حالیکه نگاهشان کاملا کوتاه مدت بوده و به دنبال منافع زود بازده هستند.
این مطلب بهانه ای بود برای آغاز نوشتن. لطفا برایم بنویسید که از چه بنویسم.
امروز تصمیم گرفتم هر طوری که هست بنویسم.
در این مدت مشغول بررسی و مطالعه و فکر روی مدل کسب و کار جدیدی که در سر دارم بودم. دو سفر هم برای برگزاری دو دوره آموزشی دو روزه مدیریت بازاریابی و صادرات که توسط اداره بازرگانی استان بوشهر برگزار میشد به این شهر آرام رفتم و از آرامشش لذت بردم و از فرصتهای خوبی که جهت ایجاد درآمد و کار و کسب برای حداقل مردمان همان استان با بی توجهی رها شده بود ناراحت میشدم.
در این مدت فرصتهای زیادی برای صحبت با مدیران مختلف برایم ایجاد شد که در نهایت جمع بندی همه آنها به این نتیجه رسیدم که متاسفانه چقدر فرهنگ سازمانهای ما وابسته به فرهنگ مدیران ما است.
به این دلیل از کلمه فرهنگ استفاده میکنم که منظورم دقیقا فرهنگ است. هر آن چیزی که در رفتار یک سازمان مشاهده میکنیم. هر چیزی که در رفتار کارکنان مشاهده میکنیم. عکس العملها و رفتارهای مشترک همه کارکنان یک سازمان. نوع نگرشها، زوایای دید همه کارکنان و ...
به این دلیل مدیرارشد تاثیر گذار است که تنها تصمیم گیرنده سازمان هم خود اوست.
هر آن چیزی که از نظر شخص مدیر سازمان به صلاح باشد خوب است و هر چیزی که او آن را بد بپندارد خوب نیست. و این مشکل در بسیاری از شرکتهای ایرانی دیده میشود.
برای همین با تغییر مدیر ارشد، کل رفتار سازمانها دچار تغییر میشوند.
در حالیکه اسلوب و چهارچوب سازمانی نیز وجود نداشته باشد دامنه تاثیر این رفتارها و فرهنگ شخصی مدیر ارشد بیشتر و بیشتر در سازمان نمایان میشود.
ولی آیا این اتفاق خوب است یا بد؟
آیا سازمان باید دارای فرهنگ خاص خودش باشد؟
یا بگذاریم فرهنگش را فرهنگ مدیرش و بعدها فرهنگ کارکنانش شکل دهند؟
به شخصه معتقدم که باید در طراحی سازمانهای کشورمان به این نکته توجه کنیم که اسلوب، منش، رفتار و خصوصیات اخلاقی سازمان ما چیست و چه باید باشد و تمامی مدیران و کارکنان مجبور به رعایت آن فرهنگ باشند.
اگر قرار است وقتی کسی درجواب سلام یکی از کارکنان ما پاسخ خاصی داد، عکس العمل همه کارکنان آموزش دیده ما بایستی یکسان باشد.
اما همان مدیر ارشدی که دارد این فرهنگ سازمان را تعریف میکند خودش کیست و صاحب چه فرهنگی میباشد؟
نکته بسیار مهمی در این میان وجود دارد که به نظر من ریشه اصلی اینکه چرا سازمانهای ما تا این حد مالک محور (واقعیتش این است که مدیران بیشتر بنگاههای اقتصادی ما مالکان آن بنگاهها هستند) هستند و فرهنگشان وابسته به فرهنگ مدیران میباشد این است که بسیاری از مدیران مالک ما با خود مدیریت غریب هستند.
فکر میکنم با من هم عقیده باشید که تاجر کالایی که بر روی برند خاصی فعالیت میکند با تاجری که همه نوع برند را در آن گروه کالا میفروشد بسیار متفاوتند. اولی مجبور است بلند مدت بیندیشد، بلند مدت عمل کند و برای همین گامهایش را خوب بشمارد. ولی دومی همه کارهایش روی اهداف کوتاه مدت استوار است.
اگر فرد دوم به خاطر منافع بیشتر، از واردات به سمت تولید حرکت کند حتما از ادبیات و فرهنگ خاصی تبعیت میکند که با فرهنگ و ادبیات نفر اول بسیار متفاوت خواهد بود و هر کدام سازمانشان را مانند خودشان بار خواهند آورد.
بسیارند سرمایه دارانی که به دلیل استفاده از برخی فرصتهای سرمایه گذاری و یا وامهای بانکی کم بهره، سرمایه شان را به تولید سوق داده اند یا به ارائه خدمات مشغولند در حالیکه نگاهشان کاملا کوتاه مدت بوده و به دنبال منافع زود بازده هستند.
این مطلب بهانه ای بود برای آغاز نوشتن. لطفا برایم بنویسید که از چه بنویسم.
ارسال شده توسط
AlirezaMojahedi
در
3:28 PM
4
نظرات
Your Voice
برچسبها: مدیریت
تبلیغ 2 - فروش اینترنتی لیبل و چاپگر لیبل
همانطوریکه در قبلا گفته بودم قابلیت خرید اینترنتی انواع لیبل و چاپگر لیبل و چاپگر فیش نیز در فروشگاه اینرنتی رادان فراهم شد.
برای مشاهده فروشگاه لیبلها : http://radantahrir.com/eshop/index.php?categoryID=156
و برای مشاهده چاپگرهای لیبل و چاپگر های فیش لینک زیر را ببینید:
http://radantahrir.com/eshop/index.php?categoryID=161
لطفا به دوستانتان توصیه کنید خریدهایشان را از این سایت انجام دهند. کیفیتها با حساسیت انتخاب شده اند و قیمتها بسیار مناسب و رقابتی هستند.
برای مشاهده فروشگاه لیبلها : http://radantahrir.com/eshop/index.php?categoryID=156
و برای مشاهده چاپگرهای لیبل و چاپگر های فیش لینک زیر را ببینید:
http://radantahrir.com/eshop/index.php?categoryID=161
لطفا به دوستانتان توصیه کنید خریدهایشان را از این سایت انجام دهند. کیفیتها با حساسیت انتخاب شده اند و قیمتها بسیار مناسب و رقابتی هستند.
سوزنی به خود و ...
قطع شدن برق واحدهای صنعتی در اوج ساعات کار در این اوضاع و احوال هم قوز بالای قوز است.
در روزنامه امروز خواندم که وزیران محترم صنایع و نیرو به توافق رسیده اند و از واحدهای صنعتی خواسته اند فعلا تحمل کنند.
زمانی که در خوشبینانه ترین حالت حساب بانکی تان برای مخارج عادی کافی باشد و نگران پاس کردن چکها نباشید و بدهی هم بابت قسطهای وامها به بانک نداشته باشید باز مجبور هستید حقوق ماهیانه کارکنان را سر ماه واریز کنید، هزینه های ثابت برق و آب و گاز و تلفن و ... حق بیمه و ... را به موقع واریز کنید و اگر تاخیر داشته باشید با جریمه هایی مواجه خواهید شد. در آن صورت استانه تحمل صنایع مختلف متفاوت خواهد بود.
به قول ضرب المثل معروف اول سوزنی به خود زنید بعد جوالدوزی به دیگران.
اگر قرار است سفارشات به دلیل نبودن برق و امکان تولید که اگر کنسل نشوند(خریدار از خیر کالای ایرانی بگذرد و کالای وارد شده دپو در انبار واد کننده را ترجیح ندهد) به تعویق بیفتند دیگر چگونه میتوان از عهده سررسید پرداختها بر آمد؟
پیشنهاد تولید بعد از ساعت 10 شب هم مشکلات خودش را دارد. قطعا نرخ ساعت کار در ساعات رسمی و اضافه کاری تفاوت آشکاری دارد ضمن آنکه همه هم نمیتوانند در آن ساعت به محل کار آمده و کار کنند. بگذریم از اینکه عوارض احتمالی ناشی از کم خوابی یا بیخوابی ممکن است چه حوادثی را برای کارکنان پیش بیاورد. تصور کنید مسائل و مشکلات خانمی را که مجبور است ساعت 9 شب از منزل خارج شده و به کارخانه برود!
در هر صورت صاحبان صنایع اگر تحمل نکنند چکار میتوانند بکنند؟ نمیشود که فشاری به فشارهای جامعه افزود. مدیران صنایعی که همیشه با دلسوزی علیرغم همه مشکلات به جامعه خدمت کرده اند و چرخهای تولید و اشتغال را به حرکت در آورده اند با مشکل بی برقی هم این کار را خواهند کرد.
ولی وزیران میتوانستند به جای وعده زمین برای ساخت نیروگاه، مثلا تسهیلات مالی با نرخ ارزان را برای جبران خسارتهای واحدهای صنعتی پیشنهاد دهند. حداقل تحمل مشکلات با همدلی آسان تر است.
پیشنهاد میکنم وزارت خانه را (فقط ساختمان مرکزی مثلا) به مدت یک هفته بدون اجازه مرخصی برای کسی اجبارا از ساعت 10 شب تا صبح برگزار کنند و کارکنانشان را مجبور کنند تا در همین ساعت سر کار حاضر شده و کارهای اداری شان را انجام دهند.
این مقاله همشهری را هم بد نیست بخوانید: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=119357
در روزنامه امروز خواندم که وزیران محترم صنایع و نیرو به توافق رسیده اند و از واحدهای صنعتی خواسته اند فعلا تحمل کنند.
زمانی که در خوشبینانه ترین حالت حساب بانکی تان برای مخارج عادی کافی باشد و نگران پاس کردن چکها نباشید و بدهی هم بابت قسطهای وامها به بانک نداشته باشید باز مجبور هستید حقوق ماهیانه کارکنان را سر ماه واریز کنید، هزینه های ثابت برق و آب و گاز و تلفن و ... حق بیمه و ... را به موقع واریز کنید و اگر تاخیر داشته باشید با جریمه هایی مواجه خواهید شد. در آن صورت استانه تحمل صنایع مختلف متفاوت خواهد بود.
به قول ضرب المثل معروف اول سوزنی به خود زنید بعد جوالدوزی به دیگران.
اگر قرار است سفارشات به دلیل نبودن برق و امکان تولید که اگر کنسل نشوند(خریدار از خیر کالای ایرانی بگذرد و کالای وارد شده دپو در انبار واد کننده را ترجیح ندهد) به تعویق بیفتند دیگر چگونه میتوان از عهده سررسید پرداختها بر آمد؟
پیشنهاد تولید بعد از ساعت 10 شب هم مشکلات خودش را دارد. قطعا نرخ ساعت کار در ساعات رسمی و اضافه کاری تفاوت آشکاری دارد ضمن آنکه همه هم نمیتوانند در آن ساعت به محل کار آمده و کار کنند. بگذریم از اینکه عوارض احتمالی ناشی از کم خوابی یا بیخوابی ممکن است چه حوادثی را برای کارکنان پیش بیاورد. تصور کنید مسائل و مشکلات خانمی را که مجبور است ساعت 9 شب از منزل خارج شده و به کارخانه برود!
در هر صورت صاحبان صنایع اگر تحمل نکنند چکار میتوانند بکنند؟ نمیشود که فشاری به فشارهای جامعه افزود. مدیران صنایعی که همیشه با دلسوزی علیرغم همه مشکلات به جامعه خدمت کرده اند و چرخهای تولید و اشتغال را به حرکت در آورده اند با مشکل بی برقی هم این کار را خواهند کرد.
ولی وزیران میتوانستند به جای وعده زمین برای ساخت نیروگاه، مثلا تسهیلات مالی با نرخ ارزان را برای جبران خسارتهای واحدهای صنعتی پیشنهاد دهند. حداقل تحمل مشکلات با همدلی آسان تر است.
پیشنهاد میکنم وزارت خانه را (فقط ساختمان مرکزی مثلا) به مدت یک هفته بدون اجازه مرخصی برای کسی اجبارا از ساعت 10 شب تا صبح برگزار کنند و کارکنانشان را مجبور کنند تا در همین ساعت سر کار حاضر شده و کارهای اداری شان را انجام دهند.
این مقاله همشهری را هم بد نیست بخوانید: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=119357
تبلیغ
فعلا برای شروع کار بد نیست فروش اینترنتی ریبونهای چاپگرهای لیبل و لیبلها را از همین طریق به اطلاعتان برسانم تا اگر دوست داشتید به دیگران هم معرفی کنید.
تعریف لیبلها تازه فردا تکمیل میشود.
http://radantahrir.com/eshop/index.php?categoryID=157
گرچه باید به فکر بنرهایی برای تبلیغ در اینجا باشم.
تعریف لیبلها تازه فردا تکمیل میشود.
http://radantahrir.com/eshop/index.php?categoryID=157
گرچه باید به فکر بنرهایی برای تبلیغ در اینجا باشم.
ارسال شده توسط
AlirezaMojahedi
در
8:58 PM
0
نظرات
Your Voice
برچسبها: اینترنت
خداحافظ تولید کم سود
همیشه عشق به تولید در خونم جریان داشت. هر وقت کالایی به دستم میرسید به این فکر میکردم که این کالا اگر چطور بسته بندی میشد بهتر بود، یا اگر چه سرویسی در کنارش قرار بگیرد چقدر میتواند منحصر شود یا اینکه چه نو آوری در تولید آن میتواند اوضاعش را بهتر کند. حتی اگر این کالا یک بستنی یا ساندویج یا آب معدنی و یا هر چیز دیگری بود.
امروز افسوس نمیخورم که چقدر دیر فهمیدم سرمایه، زمان و عمرم را برای تولید هدر داده ام. ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.ساعتهایی که صرف منحصر کردن تولید، یافتن بازاری برای صادرات، حضور در کنار رقبا و ... صرف کردم همه و همه اندوخته گرانبهایی است که بی شک مرا به وارد کننده حرفه ای تری تبدیل میکند. خوشحالم که بالاخره میخواهم جور دیگری ببینم.
با دست خالی شروع کرده بودم و توانسته بودم در میان رقبای بسیار قوی سهم مهمی را به محصول خودم اختصاص دهم. ولی حاشیه سود فعلی هیچ جذابیتی برایم ندارد.
برای همین هم فعلا کار تولید با حاشیه سود بسیار اندک و زحمتهای فراوانش را تا زمانی که در واردات کالا به نقطه با ثباتی برسم ادامه خواهم داد و کم کم سرمایه ام را شیفت خواهم داد به آن سمت. قصد هم دارم کسب و کار جدید را برای حضور در بازار منطقه طراحی کنم.
خودم حیفم می آید. به همه چیز. و فعلا از همه مهمتر به خودم.
ارسال شده توسط
AlirezaMojahedi
در
6:50 PM
1 نظرات
Your Voice
برچسبها: خودم
دوره آموزشی قیمت گذاری
قرار است برنامه آموزشی قیمت و قیمت گذاری (مربوط به مباحث بعد از قیمت تمام شده) را طی دو نیم روز در تاریخهای 29 و 31 خرداد در خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی برگزار کنم که آگهی آنرا میتوانید در اینجا ببینید:

اوضاع بازار کاغذ تعریفی ندارد. همه مشکل نقدینگی دارند و از طرفی نیز خریدهای خارجی نیز به صورت نقدی فشار زیادی را به شرکتهای مختلف وارد نموده است.
هنوز قیمتها روند افزایشی طی میکنند و تامین بسیاری از کاغذها با مشکلاتی مواجه است و خریدهای خارجی نیز برای حداقل یک ماه بعد قابل سفارش دهی نیست.
در شرایط فعلی یک وارد کننده باید حداقل 20% پیش پرداخت انجام دهد تا سفارشش را بعد از یک ماه در دستور تولید قرار دهند و حدود 10-20 روز بعد هم سفارشش بارگیری شده و بعد از 2 ماه به بندر عباس برسد و اگر خوش شانس باشد یک ماه بعد در تهران آنرا تحویل گرفته و تولید و تبدیل و ... کند و تازه بعد از این مدت تقریبا 4-5 ماهه محصولش را روانه بازار کند که تازه برود سراغ تسویه حسابهای چند ماهه و دردسرهای وصول کردن چکهای برگشتی و ... که مثلا چند درصد سود کند؟ قبل و بعد مالیاتش زیاد فرقی نمیکند.
برای همین بسیاری ترجیح میدهند سرمایه شان را به بانک بسپارند تا به قول خودشان مفت بگردند و بی دردسر گذران کنند که " تا ببینیم چی پیش میاد"
و این فاجعه وقتی عمیقتر است که این فرد صاحب واحد تولیدی باشد. واحدهای تولیدی که با این راندمان کار و بیکاری ایجاد شده ناشی از وضع بد اقتصادی و سفارشات کم حجم و فروشهای مشکوک الوصول، نگران هزینه های واحدهای تولیدی خودشان هم هستند.
بحث بهای تمام شده کالای ایرانی واقعا جدی است و باید فکری به حالش کرد. واردات بی رویه تولید بیمار را از پای در آورده است.
این روزها بحث عفاف و حجاب دارد داغ میشود. شخص من معتقدم که متاسفانه آنقدر که در طی این چند سال روی حجاب اصرار و فشار وجود داشته روی عفاف کار زیادی صورت نگرفته و متاسفانه وقتی صحبت از حجاب میشود همه تصور میکنند مخاطب فقط خانمها هستند در حالیکه اگر آقایان کمی و فقط کمی عفت خودشان را در این زمینه کنترل کنند و به خودشان اجازه ندهند که به حریم دیگران تجاوز نموده و یا به راحتی شخصیت خانمی را حتی با یک نگاه مورد تعرض قرار دهند بسیاری از مسائل و فشارهای روحی که از این بابت خانمها را آزار میدهد مرتفع شده و مسائل مربوط به حجاب و بد حجابی و ... راه خودش را باز میکند و نیازی به فشار و ... نخواهد بود.
همگی به خوبی شاهدیم که کم نیستند افرادی که در ظاهری با حجاب کامل اسلامی و حتی متدین (چه آقا و چه خانم) ذره ای عفت ندارند و در مقابل بسیارند زنان و مردان محجوبی که عفتشان بسیار بیشتر و نمایان تر از حجاب ظاهرشان است.
سوای اینکه حجاب هم تعریفهایی برای خودش دارد. چه برسد به تفاوت حجاب با عفاف و رابطه بین آنها و ...
خیلی غر زدم. انگار نمی نوشتم بهتر بود!

اوضاع بازار کاغذ تعریفی ندارد. همه مشکل نقدینگی دارند و از طرفی نیز خریدهای خارجی نیز به صورت نقدی فشار زیادی را به شرکتهای مختلف وارد نموده است.
هنوز قیمتها روند افزایشی طی میکنند و تامین بسیاری از کاغذها با مشکلاتی مواجه است و خریدهای خارجی نیز برای حداقل یک ماه بعد قابل سفارش دهی نیست.
در شرایط فعلی یک وارد کننده باید حداقل 20% پیش پرداخت انجام دهد تا سفارشش را بعد از یک ماه در دستور تولید قرار دهند و حدود 10-20 روز بعد هم سفارشش بارگیری شده و بعد از 2 ماه به بندر عباس برسد و اگر خوش شانس باشد یک ماه بعد در تهران آنرا تحویل گرفته و تولید و تبدیل و ... کند و تازه بعد از این مدت تقریبا 4-5 ماهه محصولش را روانه بازار کند که تازه برود سراغ تسویه حسابهای چند ماهه و دردسرهای وصول کردن چکهای برگشتی و ... که مثلا چند درصد سود کند؟ قبل و بعد مالیاتش زیاد فرقی نمیکند.
برای همین بسیاری ترجیح میدهند سرمایه شان را به بانک بسپارند تا به قول خودشان مفت بگردند و بی دردسر گذران کنند که " تا ببینیم چی پیش میاد"
و این فاجعه وقتی عمیقتر است که این فرد صاحب واحد تولیدی باشد. واحدهای تولیدی که با این راندمان کار و بیکاری ایجاد شده ناشی از وضع بد اقتصادی و سفارشات کم حجم و فروشهای مشکوک الوصول، نگران هزینه های واحدهای تولیدی خودشان هم هستند.
بحث بهای تمام شده کالای ایرانی واقعا جدی است و باید فکری به حالش کرد. واردات بی رویه تولید بیمار را از پای در آورده است.
این روزها بحث عفاف و حجاب دارد داغ میشود. شخص من معتقدم که متاسفانه آنقدر که در طی این چند سال روی حجاب اصرار و فشار وجود داشته روی عفاف کار زیادی صورت نگرفته و متاسفانه وقتی صحبت از حجاب میشود همه تصور میکنند مخاطب فقط خانمها هستند در حالیکه اگر آقایان کمی و فقط کمی عفت خودشان را در این زمینه کنترل کنند و به خودشان اجازه ندهند که به حریم دیگران تجاوز نموده و یا به راحتی شخصیت خانمی را حتی با یک نگاه مورد تعرض قرار دهند بسیاری از مسائل و فشارهای روحی که از این بابت خانمها را آزار میدهد مرتفع شده و مسائل مربوط به حجاب و بد حجابی و ... راه خودش را باز میکند و نیازی به فشار و ... نخواهد بود.
همگی به خوبی شاهدیم که کم نیستند افرادی که در ظاهری با حجاب کامل اسلامی و حتی متدین (چه آقا و چه خانم) ذره ای عفت ندارند و در مقابل بسیارند زنان و مردان محجوبی که عفتشان بسیار بیشتر و نمایان تر از حجاب ظاهرشان است.
سوای اینکه حجاب هم تعریفهایی برای خودش دارد. چه برسد به تفاوت حجاب با عفاف و رابطه بین آنها و ...
خیلی غر زدم. انگار نمی نوشتم بهتر بود!
ارسال شده توسط
AlirezaMojahedi
در
5:13 PM
3
نظرات
Your Voice
برچسبها: خودم ، اجتماعی
اشتراک در:
پیامها (Atom)










