۱۳۸۹/۰۳/۰۹

دوره آموزشی قیمت گذاری

قرار است برنامه آموزشی قیمت و قیمت گذاری (مربوط به مباحث بعد از قیمت تمام شده) را طی دو نیم روز در تاریخهای 29 و 31 خرداد در خانه مدیران سازمان مدیریت صنعتی برگزار کنم که آگهی آنرا میتوانید در اینجا ببینید:


اوضاع بازار کاغذ تعریفی ندارد. همه مشکل نقدینگی دارند و از طرفی نیز خریدهای خارجی نیز به صورت نقدی فشار زیادی را به شرکتهای مختلف وارد نموده است.
هنوز قیمتها روند افزایشی طی میکنند و تامین بسیاری از کاغذها با مشکلاتی مواجه است و خریدهای خارجی نیز برای حداقل یک ماه بعد قابل سفارش دهی نیست.
در شرایط فعلی یک وارد کننده باید حداقل 20% پیش پرداخت انجام دهد تا سفارشش را بعد از یک ماه در دستور تولید قرار دهند و حدود 10-20 روز بعد هم سفارشش بارگیری شده و بعد از 2 ماه به بندر عباس برسد و اگر خوش شانس باشد یک ماه بعد در تهران آنرا تحویل گرفته و تولید و تبدیل و ... کند و تازه بعد از این مدت تقریبا 4-5 ماهه محصولش را روانه بازار کند که تازه برود سراغ تسویه حسابهای چند ماهه و دردسرهای وصول کردن چکهای برگشتی و ... که مثلا چند درصد سود کند؟ قبل و بعد مالیاتش زیاد فرقی نمیکند.
برای همین بسیاری ترجیح میدهند سرمایه شان را به بانک بسپارند تا به قول خودشان مفت بگردند و بی دردسر گذران کنند که " تا ببینیم چی پیش میاد"
و این فاجعه وقتی عمیقتر است که این فرد صاحب واحد تولیدی باشد. واحدهای تولیدی که با این راندمان کار و بیکاری ایجاد شده ناشی از وضع بد اقتصادی و سفارشات کم حجم و فروشهای مشکوک الوصول، نگران هزینه های واحدهای تولیدی خودشان هم هستند.
بحث بهای تمام شده کالای ایرانی واقعا جدی است و باید فکری به حالش کرد. واردات بی رویه تولید بیمار را از پای در آورده است.

این روزها بحث عفاف و حجاب دارد داغ میشود. شخص من معتقدم که متاسفانه آنقدر که در طی این چند سال روی حجاب اصرار و فشار وجود داشته روی عفاف کار زیادی صورت نگرفته و متاسفانه وقتی صحبت از حجاب میشود همه تصور میکنند مخاطب فقط خانمها هستند در حالیکه اگر آقایان کمی و فقط کمی عفت خودشان را در این زمینه کنترل کنند و به خودشان اجازه ندهند که به حریم دیگران تجاوز نموده و یا به راحتی شخصیت خانمی را حتی با یک نگاه مورد تعرض قرار دهند بسیاری از مسائل و فشارهای روحی که از این بابت خانمها را آزار میدهد مرتفع شده و مسائل مربوط به حجاب و بد حجابی و ... راه خودش را باز میکند و نیازی به فشار و ... نخواهد بود.
همگی به خوبی شاهدیم که کم نیستند افرادی که در ظاهری با حجاب کامل اسلامی و حتی متدین (چه آقا و چه خانم) ذره ای عفت ندارند و در مقابل بسیارند زنان و مردان محجوبی که عفتشان بسیار بیشتر و نمایان تر از حجاب ظاهرشان است.
سوای اینکه حجاب هم تعریفهایی برای خودش دارد. چه برسد به تفاوت حجاب با عفاف و رابطه بین آنها و ...

خیلی غر زدم. انگار نمی نوشتم بهتر بود!

۱۳۸۹/۰۱/۲۷

از اینجا و آنجا

بالاخره بعد از مدتها نوشتم. علت تاخیر این بود که وقتی میخواستم بنویسم فکرم درگیر بود و چیزی برای نوشتن نداشتم و وقتی موضوعی به نظرم میرسید که به درد نوشتن میخورد فرصت نوشتن را آنقدر از دست میدادم که آن مطلب به درد نوشتن نمیخورد.
به هر حال امروز دیگه تصمیم گرفتن هر طوری هست چیزی بنویسم.

از شانس خوب صفحه اقتصادی روزنامه 5 شنبه همشهری پر بود از سوژه. از دو نیم برابر شدن قیمت برق گرفته تا خبر مربوط به انتقال کارکنان دولت از تهران به شهرهای دیگر.
این آخری برایم خیلی عجیب می آید که حاضر هستند با دادن رتبه و افزایش حقوق و وام مسکن کارکنان را تشویق کنند که به شهر دیگری مهاجرت کنند.
با خودم فکر میکردم که اگر واقعا این کارکنان بروند به هر حال از شهرهای دیگر افراد دیگری جای آنها را خواهند گرفت. مگر اینکه احساس شوند این افراد زیادی! هستند و بود و نبودشان فرقی نمیکند و چه بهتر که از تهران بروند. در آن صورت هم که دیگه بدتر. اگر اینفدر کارمند اضافی داریم پس داریم اولا با به کار گرفتن نیروی مازاد که موجب کاهش راندمان کار میشود بروکراسی بیشتری ایجاد کرده ایم که هزینه بیشتری را به استفاده کنندگان سرویسها و خدمات دولتی تحمیل کرده ایم و از طرفی هزینه حقوق اینها را باید از بیت المال پرداخت. پس باز این کار خالی از اشکال نیست.

یک موضوع دیگری که برایم جالب بود نام بانک شهر است که به انگلیسی سیتی بانک نوشته میشود. در حالیکه دقیقا همنام یک بانک آمریکایی میشود. گرچه اینکه چرا بانکهایی مثل بانک ملی را به انگلیسی مثلا ملی بنک نمی نویسند هم برایم جالب است.

در هر صورت از اینها که بگذریم در شرایط حاضر اوضاع افزایش قیمت کاغذ موضوعی است که باعث شد امثال کمی دیرتر از هر سال قیمتهایمان را مشخص کنیم. گرچه قیمت جهانی کاغذ از تقریبا دو ماه قبل حدودا 10-15 درصد افزایش داشته ولی افزایش قیمت کاغذ در بازار ایران حتی به 30 درصد میرسد.
آنطور که پیداست مسائل اقتصادی سال جاری بیش از سالهای قبلی خواهد بود.

۱۳۸۸/۱۲/۲۷

نوروز 89 مبارک

خدا را شکر که سال 88 را نیز با سلامتی پشت سر گذاشتیم و در آستانه ورود به سال 89 هستیم.
سال 88 علیرغم همه مشکلات و مسائل مختلف خاص خودش موفقیتهایی نیز برایم به دنبال داشت.
اما معمای وصول مطالبات معوق که همچنان برقرار باقی مانده است و متاسفانه امسال مشکلات اقتصادی مشتریان و تامین کنندگانمان به مشکلات مالی خودمان نیز افزوده شد.
انگار در این شرایط اقتصادی توسعه فعالیت مساوی است با توسعه گرفتاری و دردسر.
با همه این اوصاف نا امید نیستم و برای سال بعد از حالا لیست بلند بالایی از فعالیتهایی که بایدروی آنها متمرکز بشیم را تهیه کرده ام.
با توجه به ترافیک کاری آخر سال و سفر کوتاهی که در پیش خواهم داشت نرسیدم ارزیابی فعالیتهای سال 88 رو جمع بندی کنم ولی حتما این کار را در طول تعطیلات انجام خواهم داد.
در کل فکر میکنم در سال 89 با ثبات تر خواهیم بود. یعنی بیشتر به حفظ وضعیت و جلوگیری از تاثیرات موجهای سونامی های مختلف خواهیم پرداخت. بخصوص که پیش بینی میکنم تورم در سه ماهه اول سال 89 بسیار بیشتر از قبل باشد.

به هر حال امید به آینده بهتر همیشه وسیله حرکت بوده و وقتی هم که حرکت بکنیم همیشه خداوند برکاتش را متوجه ما خواهد کرد.

برای یکایک شما عزیزان سالی پر خیر و برکت و سرشار از شادی و سلامتی آرزو میکنم و قبلا از اینکه فرصت کافی نخواهم داشت تا زودتر به ایمیلها و ابراز لطف شما بزرگوارانی که همیشه به یادم بودید و مرا شرمنده خود میکنید سریعتر پاسخ بدهم عذر خواهی میکنم.
سال نو مبرک

نوروز بمانید که ایّام شمایید!
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!

آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!

آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!

عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!

هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!

امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید!

ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!
(شمس تبریزی)

۱۳۸۸/۱۱/۲۸

اولين كنفرانس ملي بررسي مسايل اقتصاد ايران براي بنگاههاي اقتصادي



اولين كنفرانس ملي

بررسي مسايل اقتصاد ايران براي بنگاههاي اقتصادي + ارائه نتايج رتبه‌بندي شركتهاي برتر(IMI 100) و جوايز شركتهاي پيشرو

اهداف كنفرانس :
فراهم کردن زمينه­ اي براي:
تعامل سياستگذاران، مديران و پژوهشگران
ارايه نتايج تحقيقات صاحبنظران اقتصادي در خصوص شرايط اقتصادي جهان و ايران
بررسي نگرش‌هاي مطرح در خصوص شركتهاي برتر در جهان
ايجاد ارتباط منطقي بين اقتصاد كلان و اقتصاد بنگاه و ارائه راهكارهاي مناسب براي رهبري بنگاهاي اقتصادي

محورهاي كنفرانس
تحليل اقتصاد ايران و اثر آن بر بنگاههاي اقتصادي
اثرحذف يارانه‌ها بر وضعيت بنگاههاي اقتصادي
اثررتبه‌بندي بنگاههاي بزرگ كشور در شفاف‌ سازي فعاليت‌هاي اقتصادي
اثر سياست‌هاي مالي و پولي دولت و بانك مركزي بر استراتژي بنگاهها در اقتصاد ايران
تعامل مدير و محيط و بررسي تدوين استراتژي‌ها

۱۳۸۸/۱۱/۲۳

دورنمای شرکت در 1400

یکی از دستاوردهای نمایشگاه شانزدهم صنعت چاپ تهران برای ما این بود که پتانسیلهای بیشتری برای توسعه خط محصول و توسعه محصول برایمان فراهم شد.
با توجه به تمامی مذاکراتی که با بازدید کنندگان، تولید کنندگانی که مایل بودند به عنوان پیمانکار یا تامین کننده شرکت ما فعالیت نمایند، شرکتها و افرادی که مایل بودند از محصولات فعلی ما استفاده کنند، مشتریان آتی که نیازهای آتی شان را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در حین مذاکره بدست می آوردیم به این نتیجه رسیده ام که میتوانیم در مجموع در طی سالهای آتی در 7 گروه جدید محصول فعالیت خود را توسعه دهیم. سوای اینکه کاغذهای اداری با 5 زیر مجموعه در اصل فقط در زمره یکی از این 7 گروه محصولات قرار میگیرند بیشترین دغدغه فعلی من اولویت بندی بر اساس حاشیه های سود و سرعت رشد هر کدام از گروهها است.
در اصل هم توسعه خط محصول خواهیم داشت (مثلا وارد بازار لیبل خواهیم شد) و هم توسعه محصول (یعنی علاوه بر متنوع کردن محصولات فعلی لنواع لیبلها را برای مصرف مختلف صنعتی و خانگی عرضه خواهیم کرد).
برخی از این گروههای محصولات برای اولین بار در ایران عرضه خواهند شد. کل این گروهها و زیر گروههای مربوط به خودشان طی یک برنامه 10 ساله (در اصل 11 ساله) باید فعال شوند طوری که برخی از زیر مجموعه محصولات این گروهها در طول سال 89 و برخی سال 90 و مابقی تا سال 1400 باید به سبد محصولاتمان اضافه شوند.
گرچه هیچ بعید نیست که قبل از آن تاریخ باز هم گروههای اصلی و فرعی دیگری نیز به لیست انتظار اضافه شوند.
تقدم و تاخر ورود به بازار هر یک از این گروهها بستگی مستقیم با میزان سود آوری و از طرفی با میزان سرمایه مورد نیاز برای گردش مواد و ماشین آلات و ابزارهای کار دارد.
به نحوی که محصولات با حاشیه سود بالاتر بهتر میتوانند به شرکت کمک کنند تا گروههای محصول دیگر را نیز فعال سازد.
سرمایه در گردش از اهمیت بیشتری برخوردار است چرا که معمولا سوای ماشین آلات موادی که منتظر ورود به خط تولید هستند حدود 20% و موادی که در خط تولید هستند 5% و موادی که در انبار محصولات ساخته شده آماده ارسال هستند 30% و سرمایه ای که در فروشهای غیر نقدی انباشته شده است حدود 45 الی 50% سرمایه گردش مواد را به خود اختصاص میدهند که هر چقدر اوضاع اقتصادی خرابتر و رکود بیشتر باشد سهم بیشتری به مورد آخر تعلق میگیرد چون قدرت خرید پایین تر می آید از طرفی همزمان تحریمها (به دلیل عدم استفاده از خریدهای غیر نقدی و مدت دار مرسوم و نیز خرید با بهای بیشتر و زمان انتظار بیشتر تا تحویل و خواب پول به دلیل نقدی بودن خرید) و فشارهای بازارهای مکاره (نیاز به تامین نمودن محصولاتی در درجه های کیفی متفاوت به منظور حفظ سهم بازار و حذف رقبایی که با کیفیت بسیار پایین امنیت بازار را به خطر می اندازند) سرمایه بیشتری را نیز به مواد اولیه سوق خواهد داد.

تحقق این کار یک برون سپاری بسیار دقیق و حساب شده خواهد بود که رادان تحریر را به عنوان لایسنسور (شرکت صاحب علامت تجاری و تکنولوژی تولید) در کنار دهها تامین کننده ای قرار خواهد داد که از اختلاف سطح مدیریت و توان تولیدی بسیار متفاوتی برخوردارند و از طرفی در هر یک از این گروهها در مقابل دهها رقیبی قرار خواهد داد که از اختلاف توان تولید و رقابت متفاوتی برخوردارند.
ورود به بازار این گروه از محصولات خود به ابزارهای مدیریتی بسیاری نیاز دارد که ما را در مدیریت تقاضا، مدیریت بازار و مدیریت تامین کنندگان حتی مدیریت تولید (چون ممکن است برای حذف برخی رقبا آنها را جذب کنیم) یاری کند

موازی با آن به فکر صادرات و حتی تولید خارج از مرز هم هستم. نه اینکه به یکباره به آن بپردازم بلکه منظورم این است که با عمق بیشتری به جمع آوری اطلاعات بازار و اطلاعات نحوه سرمایه گذاری ها و ... در خصوص تولید خارج از مرز نیز خواهم پرداخت تا آرام آرام با صادرات از طریق ایجاد نمایندگی به سرمایه گذاری مستقیم برسیم.

طرح اصلی من بر این اصل استوار است. بقیه اش با خداست که امیدوارم خودشان مثل همیشه عنایت و لطفشان را شامل حالمان کنند تا خیلی زودتر و کم دردسرتر و جلوتر از آنچه میخواستیم پیش برویم

پ.ن.: متاسفانه رفتار مودبانه و دلسوزانه برخی از کارکنان مونث ما خارج از ظرفیت مدیر یکی از تامین کنندگان (وحتی شاید مدیران یا کارکنان سایر تامین کنندگان) بوده است تا جایی که به خودش حق داده است بعد از به سنگ خوردن تیر پیشنهاد همکاری و استفاده از توانایی های شغلی این بار پیشنهاد بی شرمانه اش را مطرح کند. بدون توجه به جایگاه ارتباط شغلی اش با من.
غافل از اینکه پرسنل ما از قبل در این خصوص آموزش دیده اند که حدود را چگونه برای هر کسی مشخص کنند. البته آموزشهای ما بیشتر از باب جاسوسی اطلاعات بوده است نه مسائل اینچنین که تجربه تلخ ولی به موقعی برای شرکت ما بود. متاسفانه ظرفیت همه افراد یکی نیست و این موضوع اصلا به پوزیشن و جایگاه سازمانی افراد نیز مربوط نیست.
ظاهرا در برون سپاری ها (حداقل برای مدل خودم) باید فصل مدیریت روابط شغلی را نیز بگنجانیم تا مدلم کاملتر شده و کارکنان شرکتها نیز بتوانند رفتارها و روابط تامین کنندگان را اداره کنند.
گرچه این موضوع به خوبی حل شد ولی برایم ناراحت کننده بود که کسی به خودش اجازه داده با کارکنان من بخصوص بدون ترس از اینکه شاید موضوع به گوش من برسد چنین رفتار گستاخانه ای داشته باشد. حالا باز جاسوسی اطلاعات برای من منطقی تر و قابل قبول تر است.
به هر حال هنجارهای اجتماعی خواهی نخواهی محیطهای کاری را تحت تاثیر قرار میدهند و ما نمیتوانیم به همه یاد بدهیم که روابط پرسنل یا تمامی طرفهای تجاری شرکت محدود و تعریف شده است و اصولا بحث کار جداست.

۱۳۸۸/۱۰/۲۰

صادرات نرم!

راستش این عنوان رو از خودم اختراع کردم. دیدم این روزها خیلی چیزها عنوان نرم رو یدک میکشند من هم برای اینکه از غافله عقب نمونم و بگم که کاملا آپدیت! هستم این کلمه رو استفاده کردم.
البته اگر نوشته ام را دنبال کنید میبینید که چندان هم بی ربط نیست.
جدای از اینکه چه مشکلاتی سر راه صادرات تولیدات کشورمان وجود دارد و اصولا همت دولت برای برطرف کردن موانع و تبدیل شعار به عمل چقدر جدی است و ... بنگاههای اقتصادی و تولیدی در تمامی بخشهای صنعت و کشاورزی و معدن چه وضعیتی دارند و ... به نظر من یکی از اصلی ترین راههایی که میبایستی به منظور فراهم نمودن توسعه صادرات صنعتی کشور طی نمود راه افزایش صادرات فرهنگی است. شما بخوانیدش صادرات نرم.
سرمایه غنی که ما داریم و ژاپنی ها و کره ای ها و مالزایی ها و ... نداشتند اما ترکیه داشت گرچه کمرنگ تر از مال ما بود.
تمدن غنی چندین هزار ساله ایران (حداقل آثارش را اگر بتوانیم حفظ کنیم و به یغما نرود)، موسیقی اصیل ایران، طبیعت بکر (البته جدای از مسائل سوداگرانی که به جان طبیعت افتاده اند) و مردمانی مهربان با تنوع قومی فوق العاده زیبا و آثار شگفت انگیز باستانی و ... اندوخته ها و سرمایه های اصلی هستند که هنوز به نظر من برای شناختن و شناساندن آن کیلومترها راه باید رفت.
هنر زبان مشترکی است که جدای از مرز زبانها و فرهنگها بر دل انسانها نفوذ میکند و همه آنرا درک میکنند.
به نظر من برای اینکه کالای ایرانی مقبول افتد، سوای مباحث مدیریتی که باید کیفیتها را ارتقا داد (کیفیت محصول و فرهنگ تولید و ...) و تولید را اقتصادی کرد و اقتصادی تولید کرد (هر دو مهم هستند و با هم تفاوت دارند) و ... باید بستر لازم برای پذیرش کالای ایرانی فراهم شود.
این بستر سوای مناسبات سیاسی و اقتصادی دولتها (که بسیار بسیار مهم است)، بستر ارتباط فرهنگی بین ملتهاست.
باید با موسیقی ایرانی، فیلمهای ایرانی، نقاشی ایرانی و کلا هنر ایرانی با مردمان جهان گفتگو کرد. باید این امکان فراهم شده و توسعه یابد که اهل هنر فعالیتهایشان را جهانی کنند و آثارشان به رخ همه مردم جهان کشیده شود و به موازات آن فراهم نمودن بستر رشد صنعت توریسم سرعت یابد (البته از نوع غیر دولتی آن. توریسم از جنس مردم است نه دولتها) تا مردم بیایند و بروند و ارتباط نزدیک رو در رو افزایش یابد.
(کاهش تصدی دولت در تمامی امور بخصوص اقتصاد و تجارت هم که نقل و نبات همه مجالس است و ظاهرا آب هم از آب تکان نمیخورد بسیار اهمیت دارد.)
جدای همه اینها ورزش و حرفه ای شدن آن نیز کم اهمیت تر از هنر نیست. قهرمان شدن تیمهای ورزشی ایرانی در تعداد بیشتری از رشته های ورزشی و حرفه ای شدن ورزش ایران بسیار تاثیر گذار است.
آنوقت است که دیگر نگاه ها به ایرانی جماعت دیگر هرگز نمیتواند نگاه تروریستی باشد. وقتی روح لطیف ایرانی دمیده شده در هنر، دلنواز همه عالمیان شود تاثیری که در ذهنها و دلها ایجاد میکند میتواند مقبولیت کالای ساخت همین مردم و فرهنگ را نیز به راحتی افزایش دهد.
سوای از بحث خوب یا بد بودن جدایی دین و سیاست، هرچقدر جامعه ما قدرت جذب و پذیرش دیگران را داشته باشد و مردمان با ادیان مختلف بتوانند به طور برابر و بدون تمایز از تمامی حقوق یکدیگر برخوردار باشند محیط جامعه ما بازتر و بین المللی تر خواهد بود که نتیجه آن افزایش محبوبیت بین المللی است.
به طور خلاصه اگر بخواهم بنویسم باید عرض کنم که فرهنگ و هنر به عنوان اصلی ترین کانال ارتباطی مردم میتواند تاثیر بسیار زیادی در فراهم کردن بستر حضور کالاهای ایرانی فراهم آورد. کالاهای مردمانی که به خاطر احساسات لطیفشان چنین هنرمند هستند.
چنین مردمانی دوست داشتنی بوده و کالاهای این افراد هم قاعدتا خوب و مناسب است (یعنی تقلب و کم فروشی و افت کیفیت و ... را هر گز تجربه نمیکنید).

بگذریم از اینکه ندانسته عمل کردنها و قرار گرفتن "تخصص" در درجه پایینتری نسبت به شرایط دیگر فردی باعث شده است که افراد غیر حرفه ای که فقط پول و رانت داشتند و یک شبه تاجر شدند و چه بلاهایی که بر سر اعتبار کالای ایرانی در بازارهای جهانی نیاوردند و چه واحدهای تولیدی که به خاطر واردات غلط هنوز به تعطیلی کشانده نمیشوند
به نظر من تصویر امروز اقتصاد بین المللی ما انعکاسی است از تصویر هنر و ورزش ما و اگر تصمیم به بین المللی شدن و حضور موفق جهانی برای صنعت ایران گرفته شود باید به این عرصه ها توجه ویژه ای شود.
فعلا بروم و ببینم با این همه چک برگشتی تجار معتبری که کلی خودشان طلب کار هستند چه باید بکنم. ظاهرا این بار رکود تورمی اقتصاد ما از نوع دیگری است. رکود در اقتصاد که با تورم مطالبات لاوصول و مشکوک الوصول همراه است. اگر هم بابت افت ارزش پول تقاضای پول بیشتری از بدهکارانی که ماهها پرداختشان عقب افتاده است را بکنیم نزول خوار میشویم و حرام است.

تجربه مدیریتی(همان تروک است. نمیدانم به فارسی چه بنامم): آیا میدانستید که اگر بخواهید مالیات خودتان را قسطی بپردازید برای اقساط پرداختی سود تعلق میگیرد و سودش را هم (قبلا میگفتند بهره یا نزول) متناسب با مبلغ اقساط به ازای هر ماه محاسبه کرده و از شما دریافت میکنند؟ راستی در بانکداری اسلامی به آن چه میگویند؟ ربا؟ سود؟