۱۳۸۶/۰۴/۱۶

سرمايه و سرمايه گذاري

فرصتي فراهم شد تا به بهانه اي آخرين ناهار بين كلاسها را با برخي از همكلاسان دور هم باشيم.
گرچه همه از آن لحظه لذت ميبرديم ولي از اينكه اين دوران به پايان ميرسد همگي متاثر بوديم.
ايامي كه با همه فشردگي زماني و تكاليف و پروژه ها و امتحانات مختلف به دليل آنكه ما را از فضاي عمومي كسب و كارمان و اتفاقات روز مره اي كه دائم با آنها سرو كار داشتيم دور ميكرد و در محيطي صميمي و يكرنگ قرار ميگرفتيم لحظات شيرين و فراموش نشدني را برايمان رقم ميزد كه با خاطرات اتفاقات جنبي آن شيرين تر ميشد.
شيطنتهاي دانشجويي مديران مختلف سازمانهاي مختلف را بعيد ميدانم در دانشكده هاي ديگري بشود تجربه كرد و شايد اين رشته تنها رشته اي باشد كه اكثريت قريب به اتفاق دانشجويانش مديران سازمانها هستند.
به هر حال ايام آخرين امتحانات در پيش است. لحظه لحظه با دوستان بودن در اين ايام باقي مانده واقعا برايم ارزشمند است. قرار است اين مراودات را ادامه دهيم و اميدوارم واقعا اين اتفاق بيفتد ولي كاش ميشد اين جمع دوباره پشت نيمكت مينشستند.

از مجموع دروس دانشگاهي سواي پايان نامه ام 3 سمپوزيوم مختلف كه دانشجويان بايد در پايان دوره تحصيلي آنرا طي كنند باقي مانده است و اولين سمپوزيوم ما تحت عنوان توسعه صنعتي خوشبختانه توسط جناب آقاي دكتر جهانگيري وزير اسبق وزارت صنايع برگزار شد كه بسيار مفيد بود و خيلي خوشحالم كه اين سعادت نصيبم شد تا از تجربيات ايشان استفاده كرده و از نقطه نظراتشان در اين خصوص استفاده نماييم.
پس از اينكه مبحث تمام شد با خودم فكر ميكردم واقعا چقدر در اوائل انقلاب تفكر ضد سرمايه داري ترويج ميشد. يه قول آقاي دكتر جهانگيري : "شايد براي مقابله به مثل كردن با حزب توده بود كه دانشجويان همان مباحث را از زبان اسلام دامن ميزدند." با همين تفكرات زمينه سرمايه گذاري در كشور بخصوص جذب سرمايه گذاري خارجي واقعا دچار مشكل شد و گرچه از شدت آن كم شده است ولي هنوز ادامه دارد و هنوز نقش بخش خصوصي بسيار اندك است

براي جذب سرمايه گذاري فضاي فرهنگي و اجتماعي بايد فراهم شود.
در روز ديگري دو تن از همكلاسان عزيز يكي از گزارشات موسسه مك كينزي را كه به بررسي كشورهاي حاشيه خليج فارس پرداخته بود و دوستانم آنرا با تحليلهاي مربوط به ايران نيز كاملتر كرده بودند را ارائه نمودند كه اختلافات فاحش جذب سرمايه گذاري ها (چه داخلي و چه خارجي) و سرعت رشد اقتصادي كاملا محسوس و قابل توجه بود.

چيزي كه به نظر من مهم است توجه به اين موضوع است كه تا زماني كه تصميم دولت بر صنعتي شدن و افزايش صادرات در اولويت برنامه هايش قرار نگيرد فرصت سوزي ها و افزايش فاصله با كشورهاي ديگر ممكن است تشديد شود.
نگاهي به آمار تركيب ريالي و حجمي صادرات كشورمان قابل توجه است. از رقم غير قابل مقايسه صادرات كشورمان حتي با كشورهاي عربي اگر ارقام مربوط به نفت و گاز را كم كنيم و از محصولات باقي مانده محصولات نفتي را نيز كسر كنيم در زمينه صادرات محصولات صنعتي، معدني و كشاورزي آيا حرفي براي گفتن در جوامع بين المللي داريم؟ بازار زعفران ايران دچار چه مشكلاتي شده است؟ علتش در كجاست؟
اگر روزي ايران بخواهد نه صادرات كند و نه واردات آيا كشوري خواهد بود كه از اين مسئله دچار آسيب شود؟ آيا اين موضوع در مورد كشور صرفا تجاري امارات هم صدق ميكند؟
و باز به قول آقاي دكتر جهانگيري: "
هنوز كه هنوز است در هيچ فيلم ايراني سرمايه دار تصوير مثبتي ندارد. هميشه سرمايه دار به صورت فردي منفي، ضد ارزشهاي اجتماعي و البته هميشه يا با يك پيپ يا روبدوشامبر ابريشمي نمايش داده ميشود.
حال چرا بايد فكر كنيم يك سرمايه دار حاضر شود در اين فضاي فرهنگي سرمايه گذاري كند؟
سقف سرمايه داري در ايران چقدر است؟ يعني يك فرد تا چه ميزان سرمايه داشته باشد و سرمايه اش رشد كند هنوز آدم مثبتي محسوب شود؟
همين مسئله باعث شده است كه بخشهاي محروم همچنان محروم باقي بمانند چرا كه وقتي فردي سرمايه دار در مناطق محروم سرمايه گذاري ميكند و با افزايش فعاليت سرمايه اش افزايش پيدا ميكند چون از سقف آن محيط فراتر ميرود مجبور است به خاطر شرايط اجتماعي (حسادت و ...) ديگر وقتي پولدار شد نتواند آنجا باقي بماند و ناچار است منطقه را به محلي كه سقفش بلندتر است ترك كند."

شايد اگر امروز داراي مزيتهاي نسبي در اقلامي هستيم كه به ما قدرت و توانايي ميدهد توليد كننده و تامين كننده برخي (كه نبايد هم همه چيز يا هر چيزي به همه جا باشد) از اقلام مورد نياز بازار جهاني باشيم، ولي صحنه بازي و آرايش مهره هاي ميدان بازي دائما در حال تغيير است و شايد اين مزيتهاي نسبي فردا روز هرگز داراي ارزش نباشند و ديگر مزيت نسبي و مزيت رقابتي محسوب نشوند و اگر همين ثروت عظيم خدادادي را كه بايد عامل توسعه باشد و اكنون يك مانع براي توسعه كشور شده است را صرف بهبود زير ساختها براي ايجاد مزيتهاي نسبي جديدتر نكنيم ممكن فردا روز حرف زيادي براي گفتن نداشته باشيم

برنده مي‌داند كه اگر به مردم فرصت داده‌شود، مهربان خواهند بود
بازنده احساس مي‌كند كه اگر به مردم فرصت داده‌شود، نامهربان خواهند شد.

برنده از اشتباهات خود درس مي‌گيرد
بازنده از ترس مرتكب اشتباه شدن، اقدام به هيچ كاري نمي‌كند.
برگرفته از كتاب برندگان و بازندگان

۱۳۸۶/۰۴/۱۰

مشغله هاي ايام پايان ترم

ايام پايان ترم متاسفانه مصادف شده است با ايام پايان دانشگاه.
حيف است كه اين دوران تمام شود. محيط دانشكده و دوستان خوبي كه خودشان دريايي از تجربه و دانش هستند و لحظات مختلف و ... ميروند كه به خاطرات بپيوندند و چه خوب است كه بتوانيم اين خاطرات را به خاطرات جديدتري گره بزنيم و اين دوستي ها تداومش را حفظ كند. ولي كاش باز ميتوانستيم در همان محيط دانشكده گاها به بهانه هاي مختلف در كلاسي مينشستيم و با وجود همه استرسهاي كاري و زندگي روزمره، لحظاتي را فارغ از همه مسائل خارج از كلاس، سپري ميكرديم.

منتظرم تا امتحانات ترم تمام شود. امتحاناتي كه تا اواسط مرداد ادامه خواهند داشت. تكاليف زيادي را بايد در طول ايام باقي مانده تكميل كنيم. از طرفي به خاطر اينكه زودتر زمانهايي كه صرف كلاسها ميشد را آزاد كنم دروس 2 واحدي سمپوزيومها را كه براي ترم بعدي مانده بود را براي تابستان انتخاب كردم كه ترم بعد فقط روي پايان نامه ام وقت بگذارم. موضوع پايان نامه ام هم برون سپاري خواهد بود كه خوشبختانه تاييد شد.
احساس ميكنم اين ترم دانشگاه وقت زيادي را از من گرفته است. شايد سطح معلومات و كيفيت پايين تدريس برخي اساتيد اين ذهنيت را در من ايجاد نموده است. تنها كلاسي كه با اشتياق كامل و بدون خستگي حضور داشتم و برايم ايجاد انگيزه ميكرد كلاس جناب آقاي دكتر روستا بود كه واقعا حيف شد كه تمام شد.

تعدد كارهايي كه بايد در يك زمان محدود انجام شوند هميشه دشمن تمركزم بوده اند. براي همين هم مجبورم برخي كارها را بر حسب اولويت جلو و عقب كنم. فعلا كه قصد دارم ظرف همين هفته تمام تكاليف دانشگاه را تمام كنم و ديگر جز يكي دو روز مانده به امتحانات وقتم را صرف دانشگاه نكنم. چند برنامه ترويج فروش و تغييراتي در سرويس گارانتي هم دارم كه گذاشته ام براي بعد از امتحانات. وب بيس كردن كليه عمليات پشتيباني مشتري هم از كارهايي است كه وقت زيادي از من خواهد گرفت ولي بلافاصله بعد از امتحانات در كنار پايان نامه بايد آغازش كنم.
قصدم اين است كه با تمركز روي اين موضوعات در زمان كمتري آنها را تمام كنم تا كش پيدا نكنند. مخصوصا پايان نامه كه احتمال طولاني شدن آن زياد است.
راستي در خصوص استفاده از تين كلاينتها تجربه اي داريد؟ برخي از كامپيوترهاي شركت عمرشان به سر آمده كه ميخواهم روي جايگزيني آنها با تين كلاينت بررسي كنم. خوشحال ميشوم اگر تجارب و اطلاعاتتان را با من به اشتراك بگذاريد.

دوره يك روزه مديريت خدمات را هم طراحي كردم كه در صحبتي كه با انجمن مديريت ايران داشتم قرار شد برنامه آنرا در مهر ماه برگزار كنند.
آدرس سايتش هم http://learning03.mojahedi.ir است. لطفا بازديد كنيد و اگر مطالب برايتان جالب است پيشنهاد ميكنم حتما در آن شركت كنيد و به دوستانتان نيز پيشنهاد دهيد. دوره كاملا كاربردي طراحي شده است.
همچنين دوره ديگر روشهاي قيمت گذاري نيز در مهر ماه برگزار خواهد شد كه از شرمندگي دوستاني كه در دوره قبل ثبت نام نموده بودند ولي نتوانستند استفاده نمايند نيز در بياييم. اطلاعات اين دوره دو روزه نيز در آدرس http://learning02.mojahedi.ir قرار دارد
براي دوره ها و سمينارهاي آموزشي يك ليست پستي الكترونيكي درست كردم كه علاقمندان به اطلاع از آخرين سمينارها و يا تغييرات آنها از طريق ايميل به سرعت با خبر بشوند. در صورت تمايل ميتوانيد از طريق آدرس http://learning.mojahedi.ir در آن عضو شويد تا خبرهايش زودتر به دستتان برسد. تاريخ دقيق هر دو دوره فوق را از طريق خبرنامه دوره ها به عرضتان خواهم رساند

اخيرا گوگل بازي آن لاين جديدي را به نام Image Labeler ارائه نموده است كه مورد استقبال بسياري از كاربران اينترنتي نيز قرار گرفته است.
در اين بازي دو نفره تصويري نمايش داده ميشود كه شركت كنندگان در اين بازي ميبايست كلمه اي در شرح اين تصوير بنويسند و اگر هر دو بازيكن به يك كلمه مشتركي اشاره كنند امتياز ميگيرند.
مثلا با نمايش تصوير درختي روي تپه بازيكنان هم به درخت و هم به تپه اشاره ميكنند كه اگر هر دو با هم و همزمان به درخت اشاره كنند امتياز ميگيرند.
نكته جالبي كه در اين بازي مد نظر قرار گرفته است اين است كه گوگل از اين طريق يك بانك اطلاعاتي براي عكس ايجاد ميكند تا از اين پس در جستجوي عكسها انتخابهاي مناسب تري به جستجو كنندگان عكس از روي كلمه ارائه شود.
در اصل با طراحي اين بازي گوگل موتور جستجوي خود را از طريق روباتي كه طراحي نموده است تقويت مينمايد.

برنده متعهّد مي‌شود و بازنده وعده مي‌دهد

برنده گوش مي‌دهد
بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود براي حرف زدن است
برگرفته از كتاب برندگان و بازندگان

۱۳۸۶/۰۴/۰۲

همايش ضعيف خدمات پس از فروش

از اظهار لطف همه عزيزان و سروراني كه زحمت كشيدند و در پست قبلي برايم كامنتهاي پر محرشان را نوشتند و مرا تشويق نمودند بينهايت سپاسگزارم
اميدوارم لياقت محبتهاي شما را داشته باشم

اينروزها كمي سرم شلوغ است. چند كار عقب افتاده داشتم كه بايد هر چه سريعتر تمامش ميكردم. براي همين هم به صورت ضربتي و با تمركز روي هر كدامشان سعي دارم همه آنها را ظرف همين هفته تمام كنم و بگذارم كنار براي همين به روز شدن وبلاگ با تاخير مواجه شد.

هفته قبل همايش خدمات پس از فروش برگزار شد. تاكنون همايشي چنين بي نظم نديده بودم. اين همايش كه در چهار روز با نشستهاي خاصي برگزار ميشد برنامه هايش از پيش تعيين نشده بود و هر روز برنامه همان روز را آماده ميكردند. مثلا معلوم نبود فردا در فلان ساعت چه سخنراني در موضوعي صحبت خواهد نمود.
برنامه ها بايد ساعت 8:30 آغاز ميشدند در حاليكه ساعت 9 هنوز همه در راهروها مشغول قدم زدن بودند. از آن بدتر آنكه در روز سوم كلا انگار برگزار كننده عوض شد!
يعني يكي از شركتهاي نرم افزاري همايش را بر عهده گرفت و همه چيزهايي كه برنامه ريزي نشده بودند تغيير كردند. جاي تاسف داشت.
ولي اتفاقي كه افتاد اين بود كه مرا تشويق كرد حتما دوره تخصصي براي مديريت خدمات برگزار كنم چون فكر ميكنم حرفهايي براي گفتن در اين زمينه دارم و در آن همايش نيز ديدم كه چقدر معلومات عمومي مديران در اين زمينه كم است.
فعلا كه منتظرم امتحانات اين ترم را پشت ير بگذارم تا بعد برنامه اي براي دوره هاي آموزشي و دو كتابي كه در نظر دارم تنظيم كنم.

حتما شما نيز خبر نامحدود شدن فضاي ايميلهاي ياهو را شنيده ايد. ياهو با اين كار به يكباره موضوع رقابت براي فضاي بيشتر را براي هميشه به كناري انداخت و احتمالا پشت سر آن گوگل كه خود آغازگر اين رقابتها بود اقدام متقابلي را انجام خواهد داد

راستي حرف از اينترنت شد اين را هم اضافه كنم كه مشكل جديد برايم پيش آمده و آن اينكه از طريق اينترنت بي سيم و يا پارس آن لاين نميتوانم وارد بلاگر شوم.
خيلي عجيب است. اصولا ربطي به مشكلات فيلتر ندارد ولي نميدانم چرا از طريق آنها صفحه بالا نمي آيد


برنده حتي زماني كه ديگران وي را به عنوان يك خبره مي شناسند، مي داند كه هنوز خيلي چيزها را نمي داند.
بازنده مي خواهد كه ديگران او را يك خبره بدانند، و اين نكته كه « بسيار كم مي دانم» را هنوز نياموخته است
برگرفته از كتاب برندگان و بازندگان

۱۳۸۶/۰۳/۲۱

عضويتم در جامعه كيفيت آمريكا

امروز براي چندمين بار پيگير اسناد و مدارك ارائه شده به دارايي بوديم.
جريان از اين قرار است كه سال گذشته طبق روال همه ساله بعد از آنكه اظهار نامه مالياتي عملكرد 84 را تحويل داديم متعاقب آن از ما دفاتر رسمي و زونكنهاي اسنادمان را خواستند كه بررسي كنند و ما هم تحويلشان داديم.
معمولا دو سه ماه بعد نتايج مشخص ميشد و بايد ماليات همان سال را پرداخت ميكرديم.
ولي اواخر سال 85 اداره دارايي از خيابان داور (نزديك ناصر خسرو ميدان داور) به خيابان ميرداماد نقل مكان كرد. همزمان مميز مالياتي و حتي حوزه مالياتي نيز تغيير كرد.
چنانكه گزارشات فروش را به خيابان داور و ماليات حقوق و دستمزدها را به خيابان ميرداماد پرداخت ميكرديم و اصلا هم معلوم نبود بالاخره پرونده ما چطور دو بخشي شده است
اخيرا نيز باز نقل مكان ديگري رخ داده است و اينبار به خيابان نفت منتقل شده اند
همه اينها زياد مهم نيست. هر چقدر كه دلشان ميخواهد نقل مكان كنند و اينكه چقدر هزينه در اين ميان پديد مي آيد و اثاثيه آسيب ميبينند نيز بماند. ولي چيزي كه براي ما اتفاق افتاده است اين است كه همه اسناد مالي سال 84 ما گم شده است!

ميگويند بايد مميز قبلي را پيدا كنيد. او نيز ميگويد در اداره قبلي بايد باشد. اداره قبلي ميگويد از خيرش بگذريد!! يا اينكه صبر كنيد انشاا... كه همين دور و بر ها پيدا ميشود

شركت ما شركت كوچكي است كه كل گردش مالي اش به اندازه گردش مالي يك ماه شركت بزرگ هم نميشود ولي به هر حال سوابق مالي يك شركت چيزي نيست كه به همين راحتي بشود از خيرش گذشت

حالا ماليات سال 84 ما چگونه تعيين خواهد شد نيز بماند.
يك قاتل وقت مفت و مجاني. براي اينكه روي برنامه هاي ديگرم تاثير نگذارد فعلا تصميم دارم به آن حتي فكر هم نكنم. رفتار من نميتواند مغاير رفتار سيستم باشد و گرنه تضاد ايجاد شده تاثيرات منفي بسياري روي عملكردم خواهد گذاشت.

مقاله اي كه آقاي دكتر روستا به من دستور داده بودند براي همايش خدمات پس از فروش تهيه كنم ظاهرا پذيرفته شده است و بايد براي ارائه اش آماده شوم. اين همايش در تاريخ هاي 29 تا اول تير در سالن همايشهاي وزارت كار (چهار راه پارك وي) برگزار ميشود و در چهار محور تخصصي است و من هنوز نميدانم كي بايد ارائه كنم. متاسفانه سايتي هم ندارند كه به شما معرفي كنم ولي خبرش را در اينجا و اينجا و اينجا ميتوانيد بخوانيد

خبر ديگر آنكه مقاله ام براي هشتمين كنفرانس مديران كيفيت با عنوان "اهميت رويكرد سيستمي و فرهنگ مشتري در مديريت كيفيت" در دور دوم بررسي مقالات نيز پذيرفته شده است و قرار است آنرا ارائه دهم. اين كنفرانس در دوره از 24 تا 27 تير در سالن اجلاس سران برگزار ميگردد. چكيده آنرا در سايتم قرار خواهم داد


خبر خوبتر آنكه متعاقب آن از طرف دبيرخانه همين كنفرانس به عضويت جامعه كيفيت آمريكا (ASQ) نيز درآمدم و آنان زحمت كشيده و مرا براي عضويت به جامعه كيفيت آمريكا كانديد نموده و آنان نيز پذيرفته اند.
اميدوارم در خور محبتهايي كه نسبت به من ميشود بتوانم لياقتم را ثابت كنم و در طول ايام عمري كه به سرعت طي ميشود گامهاي بيشتري هرچند كوچك در راه سربلندي و سرافرازي ميهن عزيزم بردارم.

يكي از دوستانم ميگفت: "يعني واقعا اينقدر مي ارزد كه دوره آموزشي بگذاري يا سمينار بدهي و وقتت را صرف مقاله بكني؟". واقعيت اين است كه اگر از ديد مالي نگاه كنيم نه نمي ارزد. ولي تصور تغيير و يا حداقل تاثير در نگرش مديران مختلف سازمانها و ايجاد نگرشي سيستمي و به عبارتي "جور ديگر ديدن يا از زاويه ديگري نگريستن" مرا به ادامه راه تشويق ميكند و از آن جهت برايم لذت بخش است كه ميدانم نتيجه اين تاثير مستقيما در سطح رفاه بيشتر براي مردم و بخصوص ملت كشور عزيزم منعكس خواهد شد.
شايد اشتباه ميكنم ولي معتقدم هر كسي در مسيري كه طي ميكند اثري بر جاي ميگذارد. چه يك رد پا باشد چه يك تغيير. اگر واقعا بدانم ميتوانم باعث نشر دانش نداشته ام شوم و يا تغييري ايجاد كنم حتما كه مي ارزد

از انجمن مديريت ايران نيز تماس گرفتند كه دوره آموزشي روشهاي قيمت گذاري به دليل مشكلي كه در محل اجرا برگزاري پيش آمده به دوره بعدي موكول شد و روز سه شنبه برگزار نخواهد شد.
خبرش را اطلاع خواهم داد

برنده مي‌گويد: بايد راه بهتري هم وجود داشته‌باشد.
بازنده مي‌گويد: تا بوده همين بوده و تا هست همين است.
برگرفته از كتاب برندگان و بازندگان

۱۳۸۶/۰۳/۱۷

دوره شبانه روزي مهارتهاي مديريت

يكي از دروسي كه در اين ترم داريم دوره شبانه روزي مهارتهاي مديريتي است كه از طرف دانشگاه ما را در اين ايام به رامسر بردند.
دو روز و سه شب برنامه طول كشيد كه سه دوره نصف روزه مباحث مديريتي داشتيم و يك نصف روز نيز در يكي از جنگلها به بازي تيمي پرداختيم
واقعا سفر بسيار خوبي بود و اين سفر به يكي از خاطره انگيز ترين سفرهايم تبديل شد و بسيار به من خوش گذشت.
فرصتي بود تا بيشتر و نزديكتر با دوستان دور هم باشيم و بيش از پيش يكديگر را بشناسيم و بسيار خوشحالم كه در انتخاب دوستانم موفق بوده ام و با چنين افرادي دوست و همكلاسي شده ام.
قبل از سفر عده اي از اينكه چرا ايام تعطيلشان را نميتوانند با خانواده باشند و ... غر ميزدند ولي در طول سفر و بعد از دوره اكثر بچه ها از اينكه چنين فرصتي برايشان فراهم شده بود بسيار خوشحال و راضي بودند.
در فرصتي مناسب عكسهايي را انتخاب كرده و در سايتم قرار ميدهم.

ظاهرا در ايامي كه نبوديم به سالن يك صد نفره دانشكده بر اثر اتصال برق و ايجاد آتش سوزي خسارتهايي وارد شده است كه خوشبختانه به موقع مهار شده است ولي فعلا تا ماههاي آينده و سير كردن ايام تعميرات قابل استفاده نخواهد بود.

ديروز يك برنامه بازاريابي متعلق به يك دانشگاه اروپايي كه قصد ايجاد شعبه در يكي از كشورهاي خاورماينه را داشت به دستم رسيد تا آنرا بخوانم و اگر نقطه نظراتي داشتم بگم.
درست است كه بحش بودجه بندي تيليغاتي بسيار مرتبي داشت ولي كلا تعجب كردم كه چقدر ضعيف و سطحي است
چون به هر حال توقع داشتم بسيار حرفه اي تر از اين تنظيم شده باشد
ولي در كل چيزهاي زيادي را ياد گرفتم و بيشتر به خودم اميدوار شدم.
اين جمله را گفتم ياد جمله ارزنده اي افتادم كه همكلاسي و دوست عزيزم جناب آقاي مهندس صبوري در كلاسي به من گفت و آن اينكه: "چون با كركسها ميپريم احساس ميكنيم باز هستيم در حاليكه عقابها را فراموش ميكنيم"
جمله بسيار عميقي است و حقيقتي تلخ در آن قرار دارد
هيچ وقت نبايد خودمان را افرادي كه دور و بر ما هستند مقايسه كنيم بلكه بايد الگوهاي ما برترين افراد در آن تخصص و يا فيلد باشند.
همين دوست عزيز كتاب بسيار خوبي نيز به من معرفي كرد با عنوان برندگان و بازندگان كه نكات جالبي دارد و تصميم گرفتم هر پستهاي مختلف نكاتي از آن را قرار دهم.
اين كتاب را كه نوشته سيدني.جي.هريس و ترجمه مينو پرنياني و پروين مصطفوي است را نشر خجسته منتشر كرده است


وقتي برنده اي مرتكب اشتباه مي شود، مي گويد «اشتباه كردم»
وقتي بازنده اي مرتكب اشتباه مي شود، مي گويد «تقصير من نبود»
برگرفته از كتاب برندگان و بازندگان

دوره آموزشي روشهاي قيمت گذاري

دوره آموزشي چهار روزه
روشهاي قيمت گذاري فروش

چه بسيارند كالاهاي مرغوب و مقرون به صرفه اي كه به دليل قيمت گذاري اشتباه، از جانب خريداران انتخاب نشده اند و زيانهاي هنگفتي را به شركتها تحميل نموده اند.
همين امروز به جمع مديران بزرگ تجاري شركت كننده در اين دوره كاربردي كه به منظور آشنايي بيشتر با مكانيسم و سياستهاي قيمت گذاري و تعديل آن توسط عليرضا مجاهدي ارائه ميگردد بپيونديد

زمان آغاز: 22 خرداد 1386 در 4 جلسه 4 ساعته
برگزار كننده: انجمن مديريت ايران
هزينه ثبت نام: براي هر نفر 140 هزار تومان


براي كسب اطلاعات بيشتر به آدرس
مراجعه نموده و يا با مديريت آموزش انجمن مديريت ايران به شماره تلفن 88827878 تماس حاصل فرماييد
به دليل محدوديت ظرفيت كلاسها ثبت نام بر اساس اولويت صورت ميگيرد.
در پايان دوره به شركت كنندگان از طرف انجمن مديريت ايران گواهينامه اعطا خواهد شد
. فرصت زيادي براي ثبت نام باقي نمانده است. براي استفاده از اين دوره كاربردي همين امروز اقدام كنيد

ثبت نام